برزقِها ، مَرزُوقَةٌ بِوِفقِها لايَغفَلُها المَنَّانُ ، وَلايَحرِمُها الدَّيَّانُ وَ لَوفِي الصَّفاء اليابِسِ وَ الحَجَرِ الجامِسِ وَ لَو فَكَّرتَ فِي مَجارِي اكُلِها فِي عُلُوِّها وَ سُفلِها وَ ما فِي الجَوفِ مِن شَراسِيفِ بَطنِها وَ ما فِي الرَّأسِ مِن عَينِها وَ اذُنِها لَقَضَيتَ مِن خَلقِها عَجَباً وَ لَقَيتَ مِن وَصفِها تَعَباً ! فَتَعالى الّذي أقامَها عَلى قَوائِمِها وَ بَناها عَلى دَعائِمِها لَم يُشرِكْهُ فِي فِطرَتها فَاطِرٌ وَ لَم يَعنِهِ عَلى خَلقِها قَادِرٌ . وَ لَو ضَرَبتَ فِي مَذَاهِبَ فِكرِك لِتَبلُغَ غَاياتِهِ ما دَلَّتْك الدَّلالَةُ إِلّا عَلى أنَّ فَاطِرَ النَّملَةِ هُوَ فَاطِر النَخلَةِ لِدَقِيقِ تَفضيلِ كُلِّ شَيء ، وَ غَامِضِ اخْتِلافِ كُلّ حيّ وَ ما الجَلِيلُ وَ اللَطَيفُ وَ اللَطيفُ وَ الثَقِيلُ وَ الخَفِيفُ وَ القَوِيُّ وَ الضَّعِيفُ فِي خَلقِهِ إلّاسَواء ؛ « 1 »
اگر مردم در عظمت و قدرت و بزرگى بخشش خداوند متعال انديشه كنند به راه راست باز مىگردند و از مشقت و سختى آتش سوزان قيامت مىترسند ؛ لكن دلها بيمار و بينايىها معيوب است . آيا نگاه نمىكنند حيوان كوچكى را كه خدا آفريده چگونه آفرينش آن را استوار و پيوندش را محكم گردانيده و با همهء كوچكى برايش گوش و چشم پديد آورده و به تناسب ، استخوان و پوست آراسته .
به مورچه نگاه كنيد ، با كوچكى جثه و نازكى اندامش كه به نگاه با گوشهء چشم ديده نمىشود و به انديشه درك نمىگردد ، چگونه مسير خود را مىپيمايد و براى به دست آوردن روزىاش مىشتابد و دانه را به لانهاش انتقال مىدهد ؛ آن را در انبارش براى روز سختى آماده مىكند ؛ در تابستان براى زمستان و هنگام آمدن روزهاى گرم براى بازگشت روزهاى سرد دانهها را گرد مىآورد . خداوند ضامن روزىاش بوده ، مناسب حالش ، راه روزىاش را گشاده ، پروردگارِ بسيار بخشنده از آن غافل نيست ، و خداوندِ جزا دهنده آن را محروم و بىبهره نمىگرداند ؛ اگر چه در سنگ خشك و سنگ سخت باشد .
اگر در مواضع خوردن و در بالا و پايين و آنچه در درون مورچه است از اطراف اضلاع شكمش و آنچه در سر آن است از چشم و گوش ، انديشه كنى از آفرينش آن به شگفت آمده ، از وصف آن به رنج درآيى . پس بلندتر از آن است كه به انديشه درآيد ، خدايى كه مورچه را
هامش
( 1 ) . نهج البلاغه ، خطبهء 185 .