به روى دست و پايش برقرار داشت و آن را بر روى ستونها و اعضايش بنا كرد . در حالى كه در آفرينش آن آفرينندهاى را شركت نداده و توانايى ، او را يارى نكرده است . اگر راههاى انديشهء خود را بپيمايى تا به انتهاى آن برسى ، مىبينى آفرينندهء مورچه همان آفرينندهء خرماست . به جهت دقتى كه براى امتياز هر چيز به كار برده واهميت گوناگون بودن هر جاندارى ، نسبت به قدرت خداى متعال ، مخلوقِ بزرگ و خرد و سنگين و سبك و توانا و ناتوان يكسان است .
كوتاه سخن اين كه نظام دهشتانگيز خلقت و اتقان طبيعت ، بهترين راه خداشناسى است و دلالت كافى دارد كه مدبّر و حكيم در نهايت علم و اراده آنها را پديده آورده .
چنان كه در آيهء شريفه اشاره شد : « أفى الله شكّ . . . » شك در محسوسات است و روى سخن با كسى است كه مرض روانى نداشته باشد و از فطرت و ناموس عقلى منسلخ نشده باشد .
چنان كه در دعاى بعد از زيارت جامعه ائمة المؤمنين عليه السلام مىفرمايد :
اللَّهُمَّ يا ذا القُدرَةِ الَّتي صَدَر عَنها العالَمُ مُكَوَّناً مَبرُوّاً عَلَيها ، مَفطُوراً تحتَ ظِلِّ العَظَمَةِ فَنَطَقَتْ شَواهِدُ صُنعِك فيهِ ، بأنّك أنتَ اللَّهُ لاإله الّا أنتَ مُكَوِّنُهُ وَ بارِئُهُ وَ مُفطِرُهُ ، ابْتَدَعتَهُ لامن شَيءٍ وَ لاعَلى شَيء ، وَلا في شَيء ، وَلا لِوَحشَةٍ دَخَلتْ عَليك ، إذْ لاغَيْرك وَلا حاجَةٍ بَدَتْ لَك في تَكوينِهِ ، وَ لالاسْتَعانَةٍ مِنك عَلى الخَلقِ بَعدَهُ ، بَل أنشَأتَهُ لَيَكُونَ دَليلًا عَلَيك بِأنّك باينٌ مِنَ الصُنعِ ، فَلايُطيقُ المُنصِفُ لعقلِهِ إنْكارَك ، وَ المُوسُومُ بِصِحَّةِ المَعروفَةِ جُحُودَك ؛ « 1 »
بارالها ! اى دارندهء قدرتى كه جهان در سايهء آن قدرت ، از نيستى به هستى در آمده و خلق شده ، تمام هستى به عظمت تو گواهى مىدهد به اين كه جز تو خدايى نيست كه اين جهان را نه از چيزى و نه بر چيزى و نه در چيزى آفريدى . اين پديدآورى نه از راه وحشت است كه بر تو چيره شده . چه اين كه جز تو كسى نيست تا از او وحشت ايجاد شود و نه از راه نيازمندى در ايجاد اين عالم و نه اين كه خلق را پس از آفرينش به استعانت بجويى ؛ بلكه غرض در ايجاد ،
هامش
( 1 ) . مفاتيح الجنان ، ص 581 .