قرار داده شده . نخستين چيزى كه فهميده مىشود همان نظم و ترتيب براى تعيين وقت است و اين كه كارهاى آدمى منظم گردد و از اوقات خود با نظم و ترتيب حداكثر استفاده را بنمايد ؛ در وقت خود بخوابد و به اندازه كار كند ؛ در نتيجه هيچ يك از كارهايش فوت نشود . بديهى است براى نيل به اين هدف ، قوهء فكر به فعاليت مىافتد و در نتيجه ، چنين وسيلهاى براى اين هدف درست مىشود . حال به اين آيهء شريفه توجه فرماييد :
« وَجَعَلْنا اللَّيْلَ وَالنَّهارَ آيَتَيْنِ فَمَحَوْنا آيَةَ اللَّيْلِوَجَعَلْنا آيَةَ النَّهارِ مُبْصِرَةً لِتَبْتَغُوا فَضْلًا مِنْ رَبِّكُمْ وَلِتَعْلَمُوا عَدَدَ السِّنِينَ وَالحِسابَ وَكُلَّ شَىءٍ فَصَّلْناهُ تَفْصِيلًا » ؛ « 1 »
ما روز و شب را دو نشانه قرار داديم بدين ترتيب كه نشانهء شب را محو نموده و نشانهء روز را آشكار ساختيم تا اين كه به تكاپو پرداخته و از فضل الهى برخوردار شويد و نيز شمارهء سالها و حساب براى شما روشن شود . ما هر چيزى را از همديگر جدا و روشن ساختيم .
بدين ترتيب اين قاعدهاى كلى و عقلى است كه در همهء كارها و پديدهها حتى در سخن يك سخنور ، راهى است براى به دست آوردن اين كه آن كار ، و يا پديده از روى اراده و شعور و حكمت ساخته شده است و جز از خصوصيات و شكل و ساختمان آن پديده كه براى هدف خاصى ساخته شده از راه ديگرى كشف نمىشود كه سازندهء آن ، دانا و حكيم است .
زيرا به فرض اگر خود سازنده در آن نقطه ظاهر مىشد مىگفت : همهء اينها ساختهء من است . باز براى پى بردن به اين كه اين گوينده شعور دارد و مىخواهد سخنى را به فهماند و هذيان نمىگويد لازم است كه از نظام سخن و تطبيق آن با غرضش به شعور و علم و حكمت آن پىببريم . اين قاعده در خلقت هم هست . اگر به فرض محال صداى خدا را مىشنيديم كه مىفرمود : خالق اين موجودات من هستم ، باز راهى غير از راهى كه گفته شد نيست ؛ زيرا از راه اين كه اين صدا صاحبى دارد و از نظم كلمات و تطابق با غرض ، كشف مىكنيم كه اين همه آيات عجيب در آسمان و زمين و هستىِ خود انسان با بهترين نظام كه سبب تحير هر بينندهء آگاه مىشود ، بهترين دليل است كه در پشت پردهء اين
هامش
( 1 ) . اسراء ( 17 ) آيهء 12 .