در اين مرحله وجودى تحقق نمىيابد . اگر چه به وسيلهء انتخاب مردم مسلمان باشد وحتى اگرچه بر فرض به اجماع همهء امت اسلامى باشد در هر صورت مرجع چنين حكومتى شرك است اگر چه در ظاهر
لا إله الّا الله
بگويند و به آن معتقد باشند .
قرآن كريم مىفرمايد : « وَما كانَ لِمُؤْمِنٍ وَلا مُؤْمِنَةٍ إِذا قَضَى اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْراً أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الخِيَرَةُ » ؛ « 1 » براى مرد و زن مؤمن هيچگونه اختيارى در مقابل حكم خدا و رسولش نيست كه از خود اختيارى نشان دهد و در برابر امر حتمى خدا و رسولش اظهار عقيده نمايند . پس اگر ما در حكومت ، غير از آن فرمانروايى كه حق متعال تعيين مىفرمايد بپذيريم چنين پذيرشى در خارج تأويل و تحقق شرك است نه توحيد .
بعيد نيست امام عليه السلام با اين حديث و تتمهاش به آن عده از افراد كه داراى لقبها و عناوين اجتماعى بزرگ بودند - مانند الامام الحافظ - احاديثى بسيار از رسول اكرم صلى الله عليه و آله در سينه داشتند ، تعرض فرموده كه هنوز از معنا و تأويل
لا إله الّا الله
بىبهره هستيد و بايد در مكتب اهل بيت عليهم السلام درس بخوانيد . قانونگذارى ، حقِ مخصوص ذات احديت است .
چنانچه گمان شود به
لا إله الّا الله
قائل هستند اما به حكم قانونى جز قانون الهى رسميت دهند - بنابراين مقدمات فوق - به تجسم
لا إله الّاالله
نرسيده و به حق مطلب پى نبردهاند بنابراين در آيهء شريفه مىفرمايد :
« إِتَّخَذُوا أَحْبارَهُمْ وَرُهْبانَهُمْ أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ وَالمَسِيحَ ابْنَ مَرْيَمَ وَما أُمِرُوا إِلّا لِيَعْبُدُوا إِلهاً واحِداً لا إِلهَ إِلّا هُوَ سُبْحانَهُ عَمّا يُشْرِكُونَ » ؛ « 2 »
يهود و مسيحيت پيشوايان و رهبانان خود و مسيح پسر مريم را به پروردگارى گرفتند در حالى كه جز به عبادت خداى يگانه امر نشده بودند . او از آنچه كه شريك قرار مىدهند منزه است .
در روايات اماميه وعامه وارد شده كه مراد خداى متعال آن نيست كه آنها را به راستى خدا گرفته و شريك خدا قرار دادند - چنان كه ظاهر آيه حكايت دارد - و اگر پيشوايان
هامش
( 1 ) . احزاب ( 33 ) آيهء 36 .
( 2 ) . توبه ( 9 ) آيهء 31 .