تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح خطبه حضرت زهرا (ع) (فارسى) — صفحة 182

مساهمون:

ص١٨٢
رؤياى دو رفيق زندانى خود بود كه : « قالَ أَحَدُهُما إِنِّى أَرانِى أَعْصِرُ خَمْراً وَقالَ الآخَرُ إِنِّى أَرانِى أَحْمِلُ فَوْقَ رَأْسِى خُبْزاً تَأْكُلُ الطَّيْرُ مِنْهُ نَبِّئْنا بِتَأْوِيلِهِ إِنّا نَراكَ مِنَ المُحْسِنِينَ * قالَ لايَأْتِيكُما طَعامٌ تُرْزَقانِهِ إِلّا نَبَّأْتُكُما بِتَأْوِيلِهِ » ؛ « 1 » يكى از آن دو گفت : من خواب ديدم شراب مىفشارم . ديگرى گفت : من ديدم بر بالاى سرم نانى را مىبرم و مرغ از آن مىخورد . ما را از تأويل اين خواب آگاه ساز . گفت : تا غذاى شما برسد تأويل خواب‌ها را خواهم گفت . بعد از چند آيه مىفرمايد : « يا صاحِبَىِ السِّجْنِ أَمّا أَحَدُكُما فَيَسْقِى رَبَّهُ خَمْراً وَأَمّا الآخَرُ فَيُصْلَبُ فَتَأْكُلُ الطَّيْرُ مِنْ رَأْسِهِ » ؛ « 2 » اى دو رفيق زندانى ! اما يكى از شما بر طبق عادت ، به بزرگ خود مِىْ خواهد داد . اما ديگرى را به دار زده و مرغ از سرش خواهد خورد . پس اين دو حادثهء خارجى تأويل آن دو رويا مىباشد . باز يوسف عليه السلام در خواب مىبيند آفتاب و ماه و ستارگان در برابرش سجده مىكنند . اين خود صورت واقعى آن است كه در خواب مىبيند و در خارج برگشت و مَآلى دارد . هنگامى كه برادران يوسف كه بزرگ زاده و ناموران و ستارگان درخشنده محيط خود بودند در برابرش به سجده افتادند ، رو به پدر كرد و گفت : « يا أَبَتِ هذا تَأْوِيلُ رُؤْياىَ مِنْ قَبْلُ قَدْ جَعَلَها رَبِّى حَقّاً » ؛ « 3 » اى پدر ! اين بود ( به سجده افتادن برادران ) همان برگشت و تأويل خواب پيشين من كه خدا آن را حق و ثابت قرار داد . راجع به حساب و كتاب روز معاد ، قرآن تعبير به « تأويل » فرموده : « يَوْمَ يَأْتِى تَأْوِيلُهُ » ؛ « 4 » روزى فرا خواهد رسيد كه آن معانى ذهنى صورت خارجى وجودى
هامش
( 1 ) . همان ، آيهء 36 . ( 2 ) . همان ، آيهء 41 . ( 3 ) . همان ، آيهء 100 . ( 4 ) . اعراف ( 7 ) آيهء 49 .
شرح خطبه حضرت زهرا (ع) (فارسى) — صفحة 182 | عز الدين حسينى زنجانى