تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح خطبه حضرت زهرا (ع) (فارسى) — صفحة 175

مساهمون:

ص١٧٥
مُدهِش كشف مىكنيم كه يك تدبير بر سراسر جهان فرمانروايى دارد .

دو اشكال

اشكال اوّل : وجود بىنظمى در جهان

چگونه تباهى و فساد در اوضاع اين جهان نيست ؟ در حالى كه مىبينيم مثلًا با مراعات ضوابط كشاورزى باغى درست مىشود و يا شهرى را مطابق قواعد هندسى بنا مىكنند كه همه ناشى از سنت و تدبير آفريدگار است . يك باره سرمايى در مىرسد و درخت‌ها را خشك مىكند ، يا زلزله آن را با خاك يكسان مىنمايد و فاسد اسباب و علل ، به مواد عالم سرايت مىكند و در نتيجه ، فساد رخ مىدهد . پس فساد در جهان آفرينش وجود دارد . پاسخ : فساد و تباهى دو قسم است : يكى آن‌كه مثلًا مىگوييم : زراعتى حاصل داد ؛ درختان باغى به ميوه نشست سپس سرما يا عامل طبيعى ديگر در عوامل اوّل تأثير نمود و مانع حصول نتيجه گرديد . اين تأثير و مؤثرات مادى ناشى از يك مدبّر است ؛ تا بر حسب مصلحت و نظام اتمِّ ، فراگير ، يكى ، اثر ديگرى را محدود مىسازد . اين تباه‌ساختن كه آن‌هم طبق قانونى بر ديگرى تأثير مىكند و اثر آن را خنثى مىسازد موجب نمىشود كه آن دو از فعاليت و تأثيرِ يكديگر ممانعت نمايند ؛ يعنى آمدن سرما و تلف شدن ميوه موجب نمىگردد كه نظام و قانون كشت و زرع در صفحهء وجود باطل گردد . اگر كسى نهالى را در خاك سالم و شرايط لازم به خاك نشاند باز ثمر خواهد داد . مثال روشن‌تر دو كفهء ترازو است . پايين آمدن يكى و سنگينى آن موجب بالارفتن ديگرى است و هر دو كفه در بالارفتن و پايين آمدن اختلاف و تضاد دارند اما در عين حال با همين اختلاف ، تابع مصلحتى مىباشند كه صاحب ترازو اراده كرده و تابع غرض كسى هستند كه ترازو را به دست دارد و اختيار هر دو كفه ، با وجود اختلاف و تضاد ، در دست صاحب ترازوست . پس تأثير عامل طبيعى بر عامل ديگر موجب محو ديگرى از صفحه وجود نمىشود و همه ، تحت تدبير يك مدبّر كلى و عمومى مىباشند . دوم آن‌كه فساد و تباهى موجب برانداختن ديگرى از صفحهء وجود گردد و عامل دوم جانشين عامل اوّل شود ، مثلًا اگر سرما تحت تدبير ديگرى مىبود مىبايست قانون كشت