در آيهء ديگر نيز آمده است : « وَلَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَهُمْ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ » ؛ « 1 » اگر از آنها سؤال كنى كه چه كسى آنها را آفريده ؟ البته خواهند گفت : خدا .
حال وارد موضوع مىشويم : آيهء زير از جمله آياتى است كه از اين طريق ، بر توحيد استدلال شده :
« لَوْ كانَ فِيهِما آلِهَةٌ إِلّا اللَّهُلَفَسَدَتا فَسُبْحانَ اللَّهِ رَبِّ العَرْشِ عَمّا يَصِفُونَ » ؛ « 2 »
اگر در آسمان و زمين خدايانى جز خدا بودند كه تدبير آنها به اين خدايان واگذار شده بود مسلماً كار آسمانها و زمين مختل و فاسد مىشد و خداوندى كه صاحب عرش است از آنچه وصف مىكنند منزه است .
يعنى اگر تدبير بخشى از طبقات به خدايان واگذار شده باشد و حق سبحان ديگر تصرفى در آنها نداشته باشد تباهى لازم مىآيد . اين معنا در آيهء شريفه نفى شده است .
نه اين كه بتها همتاى خداوند متعال هستند . زيرا اين معنا را مشركان و بت پرستان معتقد نبودند . به عبارت ديگر تدبير آسمانها و زمين منحصر به ذات يگانه پروردگار متعال است .
توضيح برهان : اگر در جهان آفرينش دو خدا يا بيشتر بود لازم مىآمد كه آنها در حقيقت و ذات ، با هم مختلف و متباين باشند و گرنه دو يا بيشتر بودن صورت نمىگرفت :
( زيرا هرگاه حداقل دو خدا فرض شود ، يك قدر مشترك خواهند داشت و يك جهت اختصاص كه هر كدام را از ديگرى جدا مىكند ) مسلماً تدبير دو ذات متباين ، با همديگر متباين خواهد بود و در نتيجه لازم مىآيد كه اختلاف تدبيرات جهان همگى را تباه ساخته و مايهء فساد و پاشيدگى آسمانها و زمين گردد . اما مىبينيم كه جهان تابع يك نظم است . از ذره گرفته تا كهكشانها ، در فرمان يك نظام است و تدبير واحدى در سراسر جهان آفرينش حكم فرماست . بنابراين از نبودن هرج و مرج و وجود نظم
هامش
( 1 ) . همان ، آيهء 87 .
( 2 ) . انبياء ( 21 ) آيهء 22 .