تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح خطبه حضرت زهرا (ع) (فارسى) — صفحة 171

مساهمون:

ص١٧١
از پرستش آنچه كه جز اوست و در عبادت ، شريك او واقع شده انصراف حاصل گردد . پس تصديق كامل يعنى يگانگى در خضوع . 4 . و كمالُ توحيدِه الإخلاصُ له ؛ توحيد كامل او اخلاص به اوست . توحيد داراى مراتبى است و آن‌گاه كامل است كه اخلاص به ذات احديت محقق باشد و از غير او اعراض گردد و اعتقاد به خداى منحصر به فرد حاصل شود . اين وقتى محقق است كه فقط به بر زبان راندن اسم خدا اكتفا نشود بلكه هر چه را كه نصيبى از وجود دارد ، مانند خلق كردن ، روزى دادن ، زنده كردن ، ميراندن ، بخشش و منع كردن از او دانسته شود و اصلًا نسبت به ديگرى خضوع و خشوع صورت نگيرد ؛ بلكه اميدى جز به رحمت او ، و بيمى جز از غضب او ، و طمعى جز به آنچه كه او مقدر فرموده به دل خود راه ندهد . در علم و عمل به او اخلاص ورزد كه كمال توحيد است . 5 . وَ كمالُ الإخلاصِ نفيُ الصِفاتِ عنه ؛ نهايت اخلاص به ذات مقدس الهى نفى صفات از اوست . توضيح آن‌كه معناى اين كه وجود او حق و ثابت است ، آن است كه بر هر تقدير و فرضى ، ثابت باشد و قيد و شرطى در وجودش نباشد . و گرنه لازم مىآيد كه بر فرضِ وجود شرط و قيد ، تحقق پذيرد و اين هم بر خلاف فرض است . چه اين كه تحقق و وجود او على الاطلاق است يعنى بدون قيد و شرط . بنابراين ذات متعال بالاتر از هر حدى است . ( عقلى و وهمى و خارجى ) به اين معنا كه هيچ‌گونه قيد و شرطى ندارد و حق على الاطلاق است و گرنه تحقق او در گرو قيد و شرط مىشد و اين با ثبوت على الاطلاق تباين دارد . اما غير خدا حتماً بايد محدود باشد ؛ چون وجود تقديرى است و ثبوت على الاطلاق ندارد و در بند قيد و شرط است . از اين بيان روشن مىشود ذات احديت بالاتر از حد فرض شده و حد و نهايتى ندارد . بدين ترتيب ديگر نمىتوان موجود ديگرى از سنخ خودش تصور نمود ؛ زيرا صِرف شىء قابل تكرار نيست . بنابراين مفاهيم صفات كه محدوديت ذاتى دارد قابل انطباق نخواهد بود كه در اين مرتبه بيان شده : كمالُ الإخلاصِ لَه نفيُ الصفاتِ عنه ؛ مؤمن هنگامى به مقام اخلاص مىرسد كه صفات را از حق متعال نفى نمايد ؛ زيرا مىبيند