سپس فرمود : اى اعرابى ! ممكن است توحيد به چهار معنا تفسير گردد كه دو قسم از آن را نمىتوان به خدا نسبت داد و دو قسم ديگر است كه خداى متعال به آن دو معنا واحد و يكتاست . اما آن دو كه روا نيست به خدا نسبت داده شود اين است كه بگوييم : خدا يكى است و مراد از آن همان يگانگى و وحدتى باشد كه در باب اعداد ( شمارهها ) گفته مىشود .
فرض يگانگى به اين معنا نسبت به خدا روا نيست ؛ زيرا چيزى كه ( در ذات و وصف ) دومى ندارد و همهء كمال و صِرف آنرا دارد ، محال است كه از قبيل اعداد باشد . اعرابى ! نمىبينى كه قرآن كريم مسيحيان را كه گفتند : « إِنَّ اللَّهَ ثالِثُ ثَلاثَةٍ » ؛ « 1 » خدا سومين از سه است ، كافر شمرده و فرمود : « لَقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قالُوا إِنَّ اللَّهَ ثالِثُ ثَلاثَةٍ » . « 2 »
معناى دوم اين كه بگوييم : خدا يكى است و مراد آن باشد كه معمولًا مىگوييم : فلانى يكى از افراد بشر و از همان نوع است ؛ زيرا در اين صورت خداوند به فردى تشبيه شده كه داراى حد و ماهيت انسانى است . خود ، بذاته موجود نيست و هستى را در خارج از محدودهء ذات خود دريافته .
اما آن دو معناى ديگر كه شايسته است يگانگى خدا به آن دو معنا باشد :
1 . اين كه بگوييم : فلان شخص يگانه است يعنى در صنعت و فن خويش نظير ندارد . البته اين معنا شايستهء مقام الهى است و بالاتر از آن است كه در ذات و كمال مانند داشته باشد .
2 . اين كه بگوييم : خداى متعال احدى المعنى است يعنى نه در هستى و نه در عقل و خيال ، قابل تقسيم و تجزيه نيست و خداى متعال چنين است ( وحدت حقه ) . « 3 »
هامش
( 1 ) . اين آيهء شريفه عقيدهء مسيحيان را بازگو مىكند كه خدا ، يكى از سه است ؛ يعنى معنايى است كه به هر يك از اين سهاطلاق مىشود ؛ زيرا اين لازمهء عقيدهء آنهاست كه مىگويند : و اب و ابن و روح ، هر سه خدا هستند و در عينِ سه بودن يكى است . مثلًا مىگوييم : زيد پسر عمرو انسان است .
در اين جا سه چيز است : 1 . خود زيد ؛ 2 . فرزندى عمرو ؛ 3 . انسان بودن ؛ و هر سه هم يكى است ؛ زيرا همهء اوصاف براى يك ذات است . اما اين گفتار بسيار سست و باطل است ؛ زيرا كثرت يا حقيقى است و يا اعتبارى . اگر حقيقى است مسلماً آنچه كه به اين سه صفت متصف است نيز قبول كثرت مىكند و اگر اعتبارى است به ناچار اين صفتها فرضى خواهد بود و نمىتواند منشأ كثرت باشد . پس جمع بين كثرت عددى و وحدت عددى در خدا قابل تصور نيست . خداى متعال براى رد اين عقيده فرمود : « وَما مِنْ إِلهٍ إِلّا اللَّهُ الواحِدُ القَهّارُ » ( ص ( 38 ) آيهء 65 ) ؛ جز خداى يكتا ( كه تجزيهپذير نيست و قبول كثرت نمىكند ) نيست . پس ذات مقدس الهى احدىُّ الذات است كه ابداً تجزيه بردار نيست نه خارج و نه در وهم و عقل و چنان نيست كه به دو ، تجزيه شود و با اضافه شدن صفتى ، دو گردد . او واحد و يگانه است اما نه بهگونهء وحدت عددى .
( 2 ) . مائده ( 5 ) آيهء 72 .
( 3 ) . الصدوق ، التوحيد ، ص 83 .