تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح خطبه حضرت زهرا (ع) (فارسى) — صفحة 166

مساهمون:

ص١٦٦
به زنديق فرمود : حال كه پرسيدى بايد بگويم : « 1 » إِنَّهُ سَميعٌ بِكُلِّهِ لاأنَّ الكُلَّ مِنهُ لَهُ بَعضٌ ؛ اگر گفتيم كه او شنوا ست يعنى احاطه ذات او به كمال شنوايى است بدون داشتن حد و بعض بودن . پس ذاتش عين سمع است نه آن‌كه ذاتش مشتمل بر يك كمال جداگانه و محدود شنيدن است . خلاصه آن‌كه به گفته شيخ اشراق : صرف الشيء لا يتثنَّى و لا يتكرر ؛ آنچه كه خالص فرض شود نه دو ، مىشود و نه مكرر مىگردد و صِرف شىء قبول تكرار نمىكند . با چنين توحيدى است كه ما مىتوانيم از سه گانه پرستى كه مسيحيت قائل است رهايى يابيم ؛ زيرا آنها مىگويند : در مورد خدا به سه گانگى معتقديم . يعنى مثل اين است كه انسانى را به زنده و دانا بودن توصيف كنيم ؛ زيرا در عين اين كه يك‌انسان است در همان حال ، سه چيز است : انسان ، زنده و دانا . خدا هم‌چنين است كه اب و ابن و روح يعنى ذات و علم و حيات است . خلاصه آن‌كه آنها نيز به وحدت عددى قائل هستند كه هيچ كثرتى را نفى نمىكند . يعنى خدا در ذات و كمال ، غير از علم و غير از حيات است ، مانند انسان زنده و داناست اما چون به يك وجود موجود شده‌اند پس يكى هستند . ما با فراگيرى از قرآن همان وحدت را در ذات كبريايى قائل شديم كه با آن فرض هر كثرتى محال است ؛ چه در ذات و چه در صفات ، و هر كمالى كه مافوقِ از حد تصور شود عين ديگرى است . پس ذاتش عين صفات و هر صفت عين صفت ديگرى است ، به همين جهت آياتى كه ذات اقدس رابه قهاريت توصيف مىكند اوّل به وحدت وصف كرده سپس به قهاريت ؛ تا معلوم باشد وحدت او چنان است كه مجال فرض براى مثل داشتن نيست تا چه رسد كه در خارج ، مثل تحقق يابد و بهره‌اى از وجود ، داشته باشد . چنان كه مىفرمايد : « أَ أَرْبابٌ مُتَفَرِّقُونَ خَيْرٌ أَمِ اللَّهُ الواحِدُ القَهّارُ * ما تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِهِ إِلّا أَسْماءً سَمَّيْتُمُوها أَنْتُمْ وَآباؤُكُمْ » ؛ « 2 »
هامش
( 1 ) . كافى ، ج 1 ، ص 14 . ( 2 ) . يوسف ( 12 ) آيهء 40 .
شرح خطبه حضرت زهرا (ع) (فارسى) — صفحة 166 | عز الدين حسينى زنجانى