سه گانگى آنها متصور نبود . پس معيار وحدت عددى حد وجودى است كه غالب بر آن است .
تَعالى اللَّهُ عَن ذلِك عُلُوّاً كَبيراً .
از طرفى ذات متعال احديت ، قاهر على الاطلاق است و هرگز مقهور نگردد و غالب است و مغلوبيت در او راه ندارد . بنابراين وحدت عددى كه از محدوديت و مقهوريت در حد خاص پيدا شده و تشكيل دهندهء كثرت عددى است بر خداوند متعال راهى نخواهد داشت . اينك در اين آيات تعمق نماييم :
« وَهُوَ الواحِدُ القَهّارُ » ؛ « 1 » « أَ أَرْبابٌ مُتَفَرِّقُونَ خَيْرٌ أَمِ اللَّهُ الواحِدُ القَهّارُ * ما تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِهِ إِلّا أَسْماءً سَمَّيْتُمُوها أَنْتُمْ وَآباؤُكُمْ » ؛ « 2 » « وَما مِنْ إِلهٍ إِلّا اللَّهُ الواحِدُ القَهّارُ » ؛ « 3 » « لَوْ أَرادَ اللَّهُ أَنْ يَتَّخِذَ وَلَداً لاصْطَفى مِمّا يَخْلُقُ ما يَشاءُ سُبْحانَهُ هُوَ اللَّهُ الواحِدُ القَهّارُ » ؛ « 4 »
اوست خداى يكتاى بسيار چيره . آيا خداهاى متفرقه بهتراند يا خداى يكتاى قهار ؟ و آنچه كه شما مىپرستيديد جز نامهايى كه شما و پدرانتان به عنوان خدا معرفى كردهايد نيست .
خدايى جز خداى يكتاى قهار نيست . اگر حق متعال مىخواست براى خود فرزندى بگيرد از آنچه خلق كرده انتخاب مىكرد ولى خداى واحد قهار منزه از اين امراست .
در آيات فوق هرگونه وحدتى كه در برابر كثرت خاصى باشد نفى شده زيرا واحد را با قهاريت على الاطلاق توصيف كرده ؛ خواه وحدت در فرد يا نوع يا جنس باشد . وحدت عددى را كه توضيح داديم مانند وحدت يك كاسه از آب در مقابل چند فرد و يك انسان در برابر چند نفر كه واحد نوعى مىگوييم . انسان يك نوع از حيوان است . چنان كه حيوان به معناى جنس يك واحد جنسى است . در همهء اين مذكورات پيدايش وحدت و كثرت فردى در افراد انسان از آن جهت است كه فرد ، مقهور حد وجودى است و حد خاصى بر آن چيره است و يا انسان به معناى ، نوع و يا حيوان جنسى مقهور حد خود و به همين
هامش
( 1 ) . رعد ( 13 ) آيهء 16 .
( 2 ) . يوسف ( 12 ) آيهء 40 .
( 3 ) . ص ( 38 ) آيهء 65 .
( 4 ) . زمر ( 39 ) آيهء 4 .