قرآن كريم اوّلين كتاب آسمانى است كه به حقيقت توحيد ( وحدت حقه ) تصريح نموده و به شهادت كتابهاى بىشمار تفسير و جوامع حديث كه از عهد صحابه و تابعين و قرنهاى بعدى در دست است كسى از صحابه و تابعان به اين راز بزرگ قرآن پى نبرده وهرگز آن را در قالب استدلال و برهان بيان ننموده مگر در خطبههايى كه از مولاى متقيان عليه السلام در نهج البلاغه و احاديثى كه از اوصياى طاهرينش در جوامع احاديث اماميه در دست است . آنها با روشنترين بيان اين حقيقت قرآن را بيان فرموده و با تعبيرات مختلف آن را توضيح دادهاند كه نمونهاى از آن را نقل مىكنيم .
وحدت عددى
اساس و پايهء وحدت عددى بر آن است كه يك واحد به مقتضاى محدوديت وجود ( بر حسب تقديرى كه دارد ) جدا و ممتاز از واحد ديگر باشد .
مثلًا اگر آب حوضى را به چندين ظرف تقسيم نماييم هر يك از آن ظرفها جدا از ديگرى و ممتاز از آن است و هر يك از آنها يك واحد از آب را تشكيل مىدهد و هر يك از آنها با محتواى خاصى كه از آب دارد ، جدا و ممتاز از ديگرى است .
چرا چنين وحدتى پيدا شد ؟ چون هر يك از آنها محدود گرديد و نيز هر يك از آنها فاقد كمالى است كه در واحد ديگر است و حد هر يك از آبهاى موجود در ظرفهاى متعدد مانع است كه كمال آن ديگر را حائز باشد .
پس منشأ پيدايش چنين وحدتى ( وحدت عددى ) نداشتن كمال ديگرى است . چنان كه اگر كمال وجودى هر يك را ديگرى داشت و از او جدا نمىشد اين وحدت حاصل نبود .
بنابراين دارا بودن حد و اين كه كمال ديگرى را ندارد تشكيل دهندهء وحدت عددى است .
ناچار بايد ذات احديت كه همهء كمال است منزه از اين وحدت باشد .
به عبارت ديگر ، اگر درست فكر كنيم كاملًا به دست خواهيم آورد كه هر چه عدد و كثرت در معنايى پيدا شده از اين جهت است . مثلًا به اين علت مىتوانيم بگوييم يك انسان ، و انسان ديگر ، و انسان سومى ؛ كه هر يك از آنها فاقد كمال ديگرى است و چنانكه يكى از آن افراد جامع كمال وجودى افراد ديگر بود ، تقسيم ممكن نبود و هرگز