مىگيريم كه ارزش عمل آدمى به كميت و حجم عمل كه بدون ادراك و شعور و بر حسب غريزه از او صادر مىگردد ، نيست و اين حيوانات و چهارپايانند كه اعتبار كار آنها به كميت و حجم عمل است ؛ زيرا جهت خلقت آنها آن است كه ناخود آگاه به استثمار بشر در آيد و به هر كميت و حجم انجام داد ارزش بيشترى پيدا مىكند .
مثلًا معيار ارزش يك اسب ، تيزرَوى است كه در مدت كم مسافت ممتدى را طى نمايد و يا الاغ و قاطرِ خوب ارزش دارد چون يك جهت از منافع آدمى را ناخودآگاه تأمين مىنمايد مثلًا قدرت حمل بيشترى دارد . پس معيار در ارزش عمل حيوان كميت آن است ؛ اما انسان كه خلقت اصيل و استقلالى دارد و طفيلى نيست ارزش عمل او به همان وجه امتيازش كه فكر و انديشه اوست مىباشد . تابه كجا با اختيار خود امتيازش كه فكر و انديشهاش را گسترش دهد و معتقد شود . نيز او اختيار دارد كه به هدف و الا كه مناسب منزلتش مىباشد برسد و هم مىتواند به جايى كه مناسب مقامش نيست فرو افتد .
ازاينرو پيامبر اكرم براى اين كه بيان نمايد كه ارزش عمل آدمى به حجم نيست و به فكر و انديشه است ، فرمود :
إنَّما الأعمال بالنيّات .
در شرح اين روايت پرمحتوا امام موسى بن جعفر عليه السلام فرمود : رسول اكرم صلى الله عليه و آله على عليه السلام را با لشكرى به جنگى فرستاد . بعضى گفتند : در اين جنگ آيا خدمت كارى يا چهارپايى مانند شتر يا اسب يا غنيمتى مفيد به چنگ ما خواهد افتاد ؟ ماجرا به اطلاع آن حضرت رسيد . فرمود :
إنَّما الأعمالُ بِالنِيَّاتِ وَ لَكُلِّ امْرِئً مانوى ؛
ارزش عمل فقط به انديشه بسته شده و پاداش ، بسته به نيتى است كه كرده . اگر كسى جنگ را براى رضاى حق انجام داد خدا پاداشش را خواهد داد و اگر هدف از جنگ به دست آوردن مال دنياست پاداشش همان است . « 1 »
وابستگى فكر به ذات ربوبى
تا اينجا روشن شد كه ارزش عمل انسان به كميت و حجم عمل نيست بلكه با انديشه و تعقل امتياز يافته و بستگى كامل به هدف و نيت او دارد .
پس بايد هدف انديشه مشخص گردد و چون اساس عمل بر نيت و فكر استوار است ،
هامش
( 1 ) . فيض كاشانى ، الحقايق فى محاسن الاخلاق ، ص 201 .