براى اين كه در رهبرى زمام داران ستمگر حق و حقيقت بهطور كلى مندرس گشته و جرثومهء باطل زنده مىشود و مساجد منهدم مىگردد و انبيا كشته مىشوند . « 1 »
برحسب معرفى قرآن كريم ، انسان گل سرسبد آفرينش و داراى خلقت ممتاز است :
« وَلَقَدْ كَرَّمنا بَنى آدم » « 2 » ، « لَقَدْ خَلَقْنا الإِنْسانَ فِىأَحْسَنِ تَقْوِيمٍ » ؛ « 3 » ما آدمى را عزيز و ارجمند ساختيم . او را در بهترين قوام و همبستگى روح و بدن آفريديم .
ازطرفى همه چيز بهخاطر او و نيل بهسعادتش آفريده شده : كوهها ، درياها و جويبارها ، باغها و ذخايرى كه در دل كوهها ست و چهارپايان ، همه به خاطر آدمى آفريده شده . پس خلقت انسان ممتاز و داراى اصالت و استقلال است كه بايد ابر و باد و مه و خورشيد و فلك به خاطر گردآورى مصالح وى در كار باشند تا او خود به اتكاى گوهر ارجمندى كه دارد براى مصالح خود زندگى نمايد . از طرف ديگر يگانه جهت امتياز انسان كه مايهء استقلال شده بلكه به آن جهت امتياز يافته و حق حكومت بر همهء آفريدههايى را كه تحت اختيارش قرار گرفته ، دارد ، فكر و انديشه و تعقل است . به عبارت ديگر بر حسب محدوديت و مقدمه بودن خلقت غير انسان ، آنها مانند كارخانهاى هستند كه به خاطر تأمين مصالح آدمى به اقتضاى غريزه و ناخودآگاه به آنها طبايعى داده شده كه بدون اراده كار از آنها صورت مىگيرد . زنبور عسل به خاطر تأمين بهترين غذا بر حسب غريزه از نظم و رفاه اجتماعى برخوردار است بهگونهاى تا به حال در تاريخ بشريت سراغ نداريم .
همچنين مورچه ، زيرا خلقت آن بسيار محدود و خلقت استخدامى است كه بايد همان كار را انجام دهد و نمىتواند چنان نباشد . اما آدمى كه اين همه مخلوقات به استخدام او در آمدهاند بايد خودساز و اختياردار و با فكر و انديشه باشد و به كمك انبيا و معرفى قرآن كريم منزلت بسيار والاى خود را بشناسد و اصالت و استقلال خود را دريابد .
از دو جهت اصالت و استقلال خلقت آدم ، و جهتِ فكر و انديشه و تعقل نتيجه
هامش
( 1 ) . مكاسب ، ج 1 ، ص 6 .
( 2 ) . اسراء ( 17 ) آيهء 70 .
( 3 ) . تين ( 95 ) آيهء 4 .