گرفتارىهاى هولناك دارد در پيش است ما را از عذاب آتش خودت نگه دار . پس برگشت همهء اعتقادات به خدا و اسما و صفات كمالى اوست . به همين صورت همهء جهات فرمانروايى و قوانين ، معلول يكى از اسما و صفات كمالى اوست و هر چه از كمال و سعادت دنيا و آخرت است فقط در شناسايى او و تسليم شدن در برابر او فرمانبردارى از او و دورى از هر چه راجع به غير اوست محقق مىشود . « وَأَنَّ ما يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ هُوَ الباطِلُ » ؛ « 1 » در واقع هر چه غير از او خوانده شود باطل و بيهوده است .
پس سعادت آدمى بستگى كامل دارد كه به مبدأ متعال ايمان آورد و فقط او را صاحب اختيار و مالك خود قرار دهد و انديشهء خود را به او متكى كند . « إِنَّ صَلوتِى وَنُسُكِى وَمَحْياىَ وَمَماتِى لِلَّهِ رَبِّ العالَمِينَ » ؛ « 2 » همانا نماز و عبادت و زندگى و مردن من ، همه در دست تواناى خداى پرورش دهندهء عالميان است .
خلاصه ، اسلام هرگز چشم بسته دستوراتى نداده بلكه قبلًا مىخواهد بشر با تأمل و دقت در شگفتىها كشف كند كه بىترديد جهان آفريدگارى دارد و پس از آنكه مطابق قضاوت عقل سليم از همهء نشانىها پى به وجود صانع برد - چون او سرچشمهء همهء كمالات و سعادت است - فقط در برابر او تسليم گردد . چنان كه مولاى متقيان عليه السلام مىفرمايد :
الإسلامُ هُوَ التَسْلِيمُ ؛
اسلام يعنى تسليم در برابر ذات احديت . و يقين ساده و بىاثر ثمر بخش نيست ؛ زيرا صاحب شعورى به وجودش يقين دارد نهايت اين كه بنا به مصالح روز به مرحلهء انكار مىآيد : « وَجَحَدُوا بِها وَاسْتَيْقَنَتْها أَنْفُسُهُمْ ظُلْماً وَعُلُوّاً » ؛ « 3 » آيات الهى را انكار نمودند در حالى كه در باطن يقين داشتند . نيز قرآن از قول موسى بن عمران عليه السلام نقل مىكند : « لَقَدْ عَلِمْتَ ما أَنْزَلَ هؤُلاءِ إِلّا رَبُّ السَّمواتِ وَالأَرضِ بَصائِرَ » ؛ « 4 » خود بهتر از همه مىدانى كه اين معجزههاى نُه گانه را جز پروردگار آسمانها و زمين به خاطر روشن ساختن مردم نفرستاده .
هامش
( 1 ) . حج ( 22 ) آيهء 62 .
( 2 ) . انعام ( 6 ) آيهء 162 .
( 3 ) . نمل ( 14 ) آيهء 27 .
( 4 ) . اسراء ( 17 ) آيهء 102 .