اين روايت به آيهء شريفه اشاره دارد :
« وَما قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ إِذ قالُوا ما أَنْزَلَ اللَّهُ عَلى بَشَرٍ مِنْ شَىءٍ » ؛ « 1 » خدا را آنطورى كه شايستهء ذات اوست تقدير نكردند ؛ چه اين كه گفتند : خدا هرگز براى بشر كتابى نفرستاده است .
اعتقاد به مبدأ و روز واپسين هم از آن جهت است كه خداى متعال منزه است و هرگز كار بيهوده نمىكند : « ما خَلَقْتَ هذا باطِلًا سُبْحانَكَ فَقِنا عَذابَ النّارِ » ؛ « 2 » قرآن از قول انديشمندان نقل مىكند كه آنان به دستگاهِ با عظمت آفرينش نگاه مىكنند و مىگويند : اگر خلقتِ به اين عظمت را فقط براى اين چند روزهء محدود زندگى آفريده عبث و خلاف حكمت خواهد بود . بار الها ! منزهى از بيهوده عمل كردن ، پس حتماً روز واپسينى كه
هامش
( 1 ) . انعام ( 6 ) آيهء 91 .
( 2 ) . آل عمران ( 3 ) آيهء 191 . شايان ذكر است خدمتى كه مكتب انبيا و بنيانگذاران توحيد به ويژه اسلام به جامعهء بشرىكرده ، آزادى كاملى است كه بشر را از يوغ هرگونه استعمار فردى و غير فردى خلاصى بخشيده . هيچ مكتبى چنين ارزشى را براى بشر نياورده زيرا مكتب اسلام آفرينش را ملك خدا معرفى نموده و غير از او هيچ مقامى به هر درجه از عظمت ظاهرى هم كه باشد ، اعتبارى ندارد . به همين جهت هيچ كس جز خدا ولايت و حق تصرف و دخالت در هيچ شأنى از شؤون انسان ندارد . او مالك الملك است و ولايت تامه بر همه چيز دارد . در ديد اسلام انسانها از اين جهت مساوى هستند مگر اين كه با برهان يقينى و معجزات ثابت شود كه ولايت كسى از طرفِ خداست و يا با دليلى ولايت و حكومت او ثابت گردد . در اين صورت هم به حكم خدا برمىگردد . آيا اين بالاترين آزادى نيست كه به جامعه بشرى مىگويد : كسى حق ندارد از جان تو مال تو و عمل تو به نفع خود بهره بردارى نمايد ؟ زيرا همه در برابر خدا مساوى هستند و نبايد تو را مقدمهء فرمانروايى خويش و براى تثبيت آن قرار دهند . اگر واقعاً بناست انسانها مورد بهرهگيرى قرار گيرند چه فرقى با چهارپايى دارد كه انسانها آن را به نفع خود استثمار مىنمايند . بلكه استثمار انسان به مراتب بدتر است . زيرا اولًا ، غرض از خلقت چهارپايان همان است كه همه چيز آنها مقدمهء استفادهء انسانها گردد . چنانچه در قرآن كريم است : « وَذَلَّلْناها لَهُمْ فَمِنْها رَكُوبُهُمْ وَمِنْها يَأْكُلُونَ * وَلَهُمْ فِيها مَنافِعُ وَمَشارِبُ أَفَلا يَشْكُرُونَ » ؛ ( يس ( 36 ) آيات 72 و 73 ) ما چهارپايان را براى استفادهء آنهاذليل و فرمانبردار ساختيم . در نتيجه برخى از آنها را سوار مىشوند و بعضى ديگر را از گوشتش استفاده مىنمايند و هم از آنها منفعت ديگر از قبيل پشم و كرك و نوشيدنى ( شير ) قرار داديم . آيا اين نعمتهاى خدا را درك نمىكنند ؟
حيوان جهت خلقت خود را عوض نكرده و اگر انسانى پيرو و فرمان بردار غير خدا و فرستادگانش باشد علاوه بر اين كه عين ذلت است جهت خلقت آدمى را كه فرمانده بودن است به فرمانبرشدن عوض كرده است . ثانياً ، عقلش را كه بايد حاكم باشد تسخير مىنمايند و به اسم آزادى استعمارش مىنمايند ؛ چون جان و مال مردم را مقدمهء منافع خود قرار مىدهد . مولاى متقيان عليه السلام مىفرمايد : ألاإنَّ مُعاوِيةَ قادَ لُمَّةً مِنَ الغُواةِ حَتّى جَعَلُوا نُحُورَهُم أغراضَ المَنايا ؛ آگاه باشيد ! معاويه كه جز نيرنگ بازى هيچ امتيازى ندارد بسيارى از گم راهان را رهبرى مىكند تا آنجا كه اين بيچارگان فريب خورده حاضرند براى تثبيت حكومت او جان نثارى نمايند و گلوى خويش را آماج تيرها قرار دهند .