مراتب توحيد
1 . توحيد در ذات ، يعنى آفريدگارى جز آفريدگار يكتا نيست . نه فردى كه به اين مقام درآيد و بگويد : من آفريدگارم ، مانند فرعون و نمرود كه مىگفتند : « أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلى » ، طاغوت است .
2 . توحيد در فرمانروايى يعنى بعد از آنكه او را ذاتى زنده و قيوم و احاطه كننده به همه چيز دانستيم ناچار احاطه علمى او به همه موجودات نيز برتر مىباشد كه فرموده :
« أَلا يَعْلَمُ مَنْ خَلَقَ وَهُوَ اللَّطِيفُ الخَبِيرُ » « 1 » آيا خدايى كه خلق كرده به مخلوق خود احاطه ندارد ؟ و اوست لطيف بسيار آگاه . پس قانونگذارى ، مثلًا در ازدواج و طلاق و معاملات حق مخصوص او مىباشد . لذا در آيهء شريفه يهود و نصارى را توبيخ نموده كه :
« إِتَّخَذُوا أَحْبارَهُمْ وَرُهْبانَهُمْ أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ وَالمَسِيحَ ابْنَ مَرْيَمَ وَما أُمِرُوا إِلّا لِيَعْبُدُوا إِلهاً واحِداً لا إِلهَ إِلّا هُوَ سُبْحانَهُ عَمّا يُشْرِكُونَ » ؛ « 2 »
آنها دانشمندان خود و مسيح پسر مريم را در مقابل خدا ، پروردگار قرار دادند در حالى كه مأمور بودند كه جز خداى واحد را پرستش نكنند . خدا پاك و منزه است از آنچه كه شريك قرار مىدهند .
در روايتى از طريق خاصه و عامه وارد شده كه چون رهبران دينى يهود و نصارى به نفع خود در برابر تورات و انجيل قانونگذارى نمودند خداى متعال هم آن را « پرستش » ناميد . پس بنا به صريح قرآن اگر كسى در برابر حكم خدا قانونگذارى نمايد شرك است و به رسميت شناختن آن ، عبادت طاغوت است . « 3 »
3 . توحيد در تعيين رهبر و پيشوا ، زيرا فقط او مىداند كه چه فردى صلاحيت رهبرى دارد و در مورد رهبر تعيين شده فرق نمىكند بلاواسطه مانند رسولخدا صلى الله عليه و آله و يا با واسطه
هامش
( 1 ) . نازعات ( 79 ) آيهء 24 .
( 2 ) . توبه ( 9 ) آيهء 31 .
( 3 ) . نورالثقلين ، ج 2 ، ص 209 .