بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الوُثْقى » ؛ « 1 » هر كس كه در مرحلهء اوّل طاغوت را انكار كرد و در مرحلهء دوم به ذات جامع يكتا ايمان آورد ، در اين صورت به ريسمان محكمتر چنگ زده و ديگر نجات او قطعى است . زيرا اين ريسمان هرگز پاره شدنى نيست .
چون در اين آيهء شريفه راه چاره را بيان مىكند و مىفرمايد تنها راهِ نجات را ايمانِ مركّب معرفى مىكند ، يعنى كفر به طاغوت و ايمان به الله . اين بيان به منزلهء شرط است و در جاى خود ثابت شده كه مفهوم شرط حجت است . به اين معنا كه اگر يكى از دو ركن اساسى كفر به طاغوت و با ايمان به الله به هم بخورد راه نجات و خلاصى نيست .
طاغوت چيست ؟
خود قرآن معناى طاغوت را معين فرموده زيرا آن را در مقابل ايمان به خود قرار داده است . در مقابل خدا قرار گرفتن ، خود روشنگر اين است كه انسان بسيار از حد خود فراتر رفته است . در قرآن مىفرمايد : « إِنّا لَمّا طَغا الماءُ » ؛ « 2 » وقتى كه آب طغيان كرد و قدم از مرزهاى خود فراتر نهاد . معلوم است همان آب كه مىفرمايد : « وَنَزَّلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً مُبارَكاً » ؛ « 3 » به خير و بركت توصيف شده در اثر فرا گذاشتن قدم از مرز خود به يك عامل ويرانگر تبديل مىشود و مراد از ايمان ، اذعان در برابر خداست به اين صورت كه خدا را در همهء جهات ولىّ و متصرف بداند بدين ترتيب طاغوت كه در مقابل واقع شده به معناى غيرِ او متصرف و ولىّ دانستن است .
عبرت از گذشتگان
پروردگار متعال براى آنكه ملت قرآن دچار گرفتارى پيروان تورات و انجيل نشوند آنها را سرزنش فرمود : « أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوتُوا نَصِيباً مِنَ الكِتابِ يُؤْمِنُونَ بِالْجِبْتِ
هامش
( 1 ) . همان ، آيهء 256 .
( 2 ) . حاقه ( 69 ) آيهء 11 .
( 3 ) . ق ( 50 ) آيهء 9 .