خداى متعال استبعادُ مىكند كه پس از آشكار شدن نشانههاى قدرتش كسى را همتاى او قرار دهند ؟ »
خلاصه : شريكة القرآن در عطف جملهء
جَعَلَ الثوابَ على طاعَتِه
با « ثمّ » قصد دارد اين را برساند كه هر صاحب عقل و دركى با مشاهده شگفتىهاى جهان آفرينش و نشانههاى قدرت در آفاق و انفس ، بايد خود با ميل و رغبت ، تسليم ذات ربوبى گردد و دعوت انبيا را با جان و دل بپذيرد و در نتيجه به بهشت جاودانى كشانده شود و از عذاب خلاصى يابد . اين منزلت كجا و كشيده شدن با وعدهء مزد به ثواب و تهديد به عذاب در صورت نافرمانى كجا ؟
حضرت على عليه السلام در نهج البلاغه مىفرمايد :
إنَّ قَوماً عَبَدُوا اللّهَ رَغْبَةً تِلْك عِبادةُ التُّجّارِ ، و إنَّ قَوماً عَبَدُوا اللّهَ رَهْبَةً فَتِلْكَ عِبادَةُ العَبيدِ ، وَ إنَّ قوماً عَبَدُوا اللّهَ لأنَّهُمْ وَجَدُوهُ أهلًا لَها فَتِلك عِبادةُ الأحرارِ ؛ « 1 »
گروهى خدا را براى درك ثواب و مزد ، عبادت مىكنند ، اين عبادتِ سوداگران است و گروهى او را از ترس دوزخ مىپرستند و آن عبادتِ بردگان است و گروهى خدا را ، چون شايسته عبادت يافتند ، عبادت مىكنند اين عبادتِ آزادگان است .
توحيد و يكتاپرستى قبل از شرك
پيش از بحث در جملههاى خطبه ، ناگزير به عنوان مقدمه ، مباحثى را كه در فهم كلام مؤثر است مىآوريم .
آدمى با اشتراك و شباهتى كه از نظر غرايز و احتياجات مادى با حيوان دارد ، از جهات ديگر با آن فرق دارد . آدمى در فطرت خويش قانون علت و معلول و اين كه هر پديدهاى را علتى بايد ، در مىيابد كه همان فكر و تعقل و انديشه است . اين موهبتى است بالاتر از غريزه ؛ زيرا حتى در زندگى جمعى كه بالاتر از عدالت اجتماعى نيست مىبينيم همان معنا ، در مملكت تاريك مورچگان و در كندوى زنبوران عسل بهگونهء بهترى
هامش
( 1 ) . قصار الحكم ، شمارهء 237 ؛ نهج البلاغه .