تجسيم هستند - مىگويند : خدا تختى دارد كه بر فراز آن نشسته .
2 . علاقه و محبت شديد به نمايان ساختن محبوب و مطلوب خويش - تا حتى الامكان با او در تماس باشد و به هر طرف كه رو نمود او را ببيند - عامل ديگرى است كه بشر را وا داشته است كه براى آفريدگار جهان نيز مثال و صورتى بسازد .
3 . عامل سوم ، خضوع و فروتنى انسان است در برابر كمال و قدرت . انسان بالفطره در مقابل هر قدرت و كمالى فروتن و كوچك مىشود .
اين سه عامل ، انگيزهء پيدايش صورت و تمثال و بتپرستى گرديده زيرا بشر كه به مرحلهء بلوغ فكرى نرسيده بود نمىتوانست با تمام اذعان فطرى كه به آفريدگار داشت ، خداى متعال را جدا از اوضاع محسوس درك نمايد . ناچار رفتارى را كه با بزرگان و رجال محبوب خود داشت با آفريدگار يكتا نيز انجام مىداد .
چنان كه راز خداى سه چهرهء هنديان ، ثالوث آن است كه آفريدگار با سه صفت عمومى خويش با مخلوق خود روبه روست و به همين صورت نمودار شده است .
اكنون كه به اصطلاح ، عصر روشن فكرى است آمار بت پرستان جهان در نواحى مختلف زمين به صدها ميليون مىرسد .
روايتى از امام صادق عليه السلام در بيان ريشه بتپرستى
براى اثبات سخن روايتى را كه در تفسير قمى و علل الشرايع از امام صادق عليه السلام نقل شده مىآوريم : « وَقالُوا لاتَذَرُنَّ آلِهَتَكُمْ وَلا تَذَرُنَّ وَدّاً وَلا سُواعاً وَلا يَغُوثَ وَيَعُوقَ وَنَسْراً » « 1 » ؛ آنها گفتند : هرگز خدايان خود را ترك نگوييد ، « وَدَ » و « سُواع » و « يَغوث » و « نسر » را كه پدران شما به آنها تقرب مىجستند رها نكنيد .
اين نامها كه در آيهء شريفه آمده اسامى عدهاى از بزرگان يكتاپرست است كه مورد علاقهء شديد جامعهء خود بودند تا اين كه مرگ آنها فرا رسيد . چون مردم به افراد مزبور به شدت علاقه داشتند به سوگ آنها نشستند و به شدت از اين حادثه ناراحت شدند .
هامش
( 1 ) . نوح ( 71 ) آيهء 23 .