مَنْ كَانَ يُرِيدُ حَرْثَ الْآَخِرَةِ ، ( 1 ) كسى كه كِشت آخرت بخواهد ، ايشان فرمودند : شناخت اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) و امامان ، نَزِدْ لَهُ فِي حَرْثِهِ ، براى وى در كِشتهاش ميافزاييم ، فرمودند : نصيب خود را از دولتشان به طور كامل دريافت ميكند . وَمَنْ كَانَ يُرِيدُ حَرْثَ الدُّنْيَا نُؤْتِهِ مِنْهَا وَمَا لَهُ فِي الْآَخِرَةِ مِنْ نَصِيبٍ ، و كسى كه كِشت اين دنيا را بخواهد به او از آن ميدهيم و [ لي ] در آخرت او را نصيبى نيست ، فرمودند : در دولت حق با قائم ، بهرهاى ندارد . »
ظهور و پايان مهلت ظالمانِ در حق اهلبيت ( عليهم السلام )
تفسير قمى 2 / 416 از ابو بصير روايت ميكند : « فَمَا لَهُ مِنْ قُوَّةٍ وَلَا نَاصِرٍ ، ( 2 ) پس او را نه نيرويى مانَد و نه ياري ؛ نه نيرويى دارد كه بدان بر خالقش توان يابد ، و نه ياورى كه او را در برابر خدا - اگر قصد سوئى به دو داشته باشد - يارى كند . گفتم : إِنَّهُمْ يَكِيدُونَ كَيْداً ، آنان دست به نيرنگ ميزنند ، پاسخ داد : به رسولخدا ( صلى الله عليه وآله ) نيرنگ زدند ، با على و فاطمه ( عليهما السلام ) نيز نيرنگ زدند ، پس خدا فرمود : اى محمد ! إِنَّهُمْ يَكِيدُونَ كَيْداً . وَأَكِيدُ كَيْداً ، ( 3 ) آنان دست به نيرنگ ميزنند . و [ من نيز ] دست به نيرنگ ميزنم ، فَمَهِّلِ الْكَافِرِينَ - يا محمد - أَمْهِلْهُمْ رُوَيْداً ( 4 ) پس كافران را - اى محمد ! - مهلت ده ، و كمى آنان را به حال خود واگذار ؛ تا زمانى كه قائم ( عليه السلام ) برانگيخته شود ، و براى من از جباران و طاغوتهاى قريش ، بنياميه و ديگر مردم انتقام گيرد . »