وَلَتَعْلَمُنَّ نَبَأَهُ بَعْدَ حِينٍ
كافى 8 / 287 از ابو حمزه روايت ميكند : « امام باقر ( عليه السلام ) در مورد اين آيات : قُلْ مَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ وَمَا أَنَا مِنَ الْمُتَكَلِّفِينَ . إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِلْعَالَمِينَ ، ( 1 ) بگو : مزدى بر اين [ رسالت ] از شما طلب نميكنم و من از كسانى نيستم كه چيزى از خود بسازم [ و به خدا نسبت دهم ] . اين جز پندى براى جهانيان نيست ، فرمودند : آن ، اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) است . وَلَتَعْلَمُنَّ نَبَأَهُ بَعْدَ حِينٍ ، ( 2 ) و قطعاً پس از چندى خبر آن را خواهيد دانست ؛ به هنگام خروج قائم ( عليه السلام ) . »
امام مهدي ( عجل الله تعالى فرجه الشريف ) تقيه نميكند
تأويل الآيات 2 / 539 از امام صادق ( عليه السلام ) نقل ميكند : « هنگامى كه اين آيه بر رسولخدا ( صلى الله عليه وآله ) نازل شد : ادْفَعْ بِالَّتِي هِي أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِي بَيْنَكَ وَبَيْنَهُ عَدَاوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِي حَمِيمٌ ، ( 3 ) [ بدى را ] به آنچه خود بهتر است دفع كن ، آنگاه كسى كه ميان تو و ميان او دشمنى است ، گويى دوستى يكدل ميگردد ، پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) فرمودند : من به تقيه مأمور شدم . ايشان ده سال بر همين اساس رفتار كردند تا آنكه مأمور شدند فرمان خود را آشكار سازند . آنگاه حضرت امير ( عليه السلام ) را بدان فرمان دادند و ايشان بر طبق آن رفتار كردند ، تا آنكه مأمور به اظهار شدند . بعد امامان برخى برخى ديگر را بدان امر ، و بر همين اساس سير ميكردند . هنگامى كه قائمِ ما قيام كند تقيه كنار ميرود و شمشير را برهنه ميسازد . ايشان چيزى جز شمشير از مردم نگيرد و به آنها ندهد [ و با شمشير به استقبالشان ميرود ] . »