فرود ميآيند ، جبرئيل به آن حضرت ميگويد : [ اى پيامبر ! ] اجابت كن ، پس رسولخدا ( صلى الله عليه وآله ) پوستى را از [ پشت ] بند لباس خود بيرون ميآورد و به علي ( عليه السلام ) ميدهد و ميفرمايد : بنويس : بسم الله الرحمن الرحيم ، اين عهدى از خدا ، رسول او و على بن ابى طالب ، براى فلان پسر فلان - با نام او و نام پدرش - است . [ امام صادق ( عليه السلام ) در ادامه فرمودند : ] و اين سخن خداى عزيز و جليل در كتاب اوست : وَالطُّورِ . وَكِتَابٍ مَسْطُورٍ . فِي رَقٍّ مَنْشُورٍ ، ( 1 ) سوگند به طور ، و كتابى نگاشته شده ، در طومارى گسترده . و همان نوشتهايست كه على بن ابى طالب ( عليه السلام ) نگاشت ، و طومار گسترده همان است كه رسولخدا ( صلى الله عليه وآله ) از بند لباس خود در آوردند . عرضه داشتم : وَالْبَيْتِ الْمَعْمُورِ ، ( 2 ) سوگند به آن خانهى آباد ؛ آيا اين رسولخدا ( صلى الله عليه وآله ) است ؟ فرمودند : آري ، رسولخدا ( صلى الله عليه وآله ) املا ميكرد و نويسنده علي ( عليه السلام ) بود . »
حضرت مهدي ( عجل الله تعالى فرجه الشريف ) و شيعيان ايشان از سابقان
غيبت نعمانى / 90 از داود بن كثير رقى نقل ميكند : « خدمت امام صادق ( عليه السلام ) عرضه داشتم : فدايت شوم ، در مورد اين آيه برايم بفرماييد : وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ . أُولَئِكَ الْمُقَرَّبُونَ ، ( 3 ) و سبقت گيرندگان مقدّمند . آنانند همان مقرّبان ، ايشان فرمودند : خدا ، روزى كه خلق را در [ عالم ] ميثاق آفريد ، دو هزار سال پيش از آفرينش مخلوقات ، آن را فرمود . گفتم : برايم توضيح دهيد ، فرمودند : خداى عزوجل هنگامى كه خواست مخلوقات را بيافريند ، آنها را از گِل آفريد ، آتشى برافروخت و فرمود : داخل شويد ، نخستين كسانى كه وارد آن شدند محمد رسولخدا ( صلى الله عليه وآله ) ، اميرالمؤمنين ، حسن ، حسين و نه تن از امامان - يكى پس از ديگرى - بودند ، سپس شيعيانشان به دنبالشان آمدند [ و آتش سرد و سلام شد ( 4 ) ] ، پس به خدا ايشان سابقانند . »