كما انقدح حال اجتماع الوجوب و الاستحباب فيها و أنّ الامر الاستحبابيّ يكون على نحو الارشاد الى أفضل الافراد مطلقا . على نحو الحقيقة و مولويا اقتضائيّا كذلك ، و فعليّا بالعرض و المجاز فيما كان ملاكه ملازمتها لما هو مستحبّ ، أو متّحد « 1 » معه على القول بالجواز [ 1 ] .
شرح
[ 1 ] - تذكّر : سوّمين دليل قائلين به جواز اجتماع ، اين بود كه مواردى را در فقه به شما ارائه مىدهيم كه فقها فرمودهاند در آن موارد ، اجتماع دو حكم تكليفى شده « 2 » .
مصنّف رحمه اللّه تاكنون پاسخ آنها را در مورد اجتماع كراهت با وجوب و استحباب بيان نموده و ضمن تطبيق آن موارد با قواعد ، عبادات مكروهه را به سه قسم تقسيم كرده و معناى اقليّت ثواب در عبادات را بيان نمودهاند و . . .
اينك درصدد بيان اين مطلب هستند كه آيا ممكن است وجوب و استحباب ، اجتماع نمايند يا نه - و يا دو استحباب با يكديگر .
بيان ذلك : يكى از موارد نقض قائلين به جواز بر امتناعىها اين بود : در بعضى از عبادات ، دو حكم وجوبى و استحبابى جمع شده - و يا اينكه دو حكم استحبابى با يكديگر اجتماع نمودهاند .
مثال : اگر كسى نماز واجب خود را در مسجد بخواند در اين فرض ، اجتماع وجوب و استحباب محقّق مىشود و چنانچه در مسجد ، نماز مستحبّى بخواند اجتماع استحبابين تحقّق پيدا مىكند .
يادآورى : كسانى كه كراهت در عبادت را بهمعناى اقليّت ثواب دانستهاند استحباب را هم بهمعناى اكثريّت ثواب مىدانند اكنون بايد ببينيم آيا استحباب بهمعناى مذكور ، صحيح است و بهطور كلّى اجتماع وجوب و استحباب ، مانند عبادات مكروهه مىتواند سه
هامش
( 1 ) - سياق عبارت اقتضا مىكند كه به جاى كلمهء « متّحد » كلمهء « اتّحاد » به كار برند به اين ترتيب :
« فيما كان ملاكه ملازمتها لما هو مستحب او اتحادها مع ما هو مستحب » .
( 2 ) - براى توضيح بيشتر ر . ك : ايضاح الكفاية 3 / 73 .