شرح
نظير آن را مىتوان راجع به « استحباب » در عبادت قائل شد ؟
جواب : در قسم اوّل از عبادات مكروهه ، نهى تنزيهى به نفس عبادت متعلّق بود و بدلى هم براى آن تصوّر نمىشد مانند صوم روز عاشورا . در آنجا گفتيم نفس روزهء عاشورا مستحب است و صحيحا هم واقع مىشود امّا عنوان « 1 » ديگرى مطرح است كه مصلحتش از صوم عاشورا بيشتر است و آن عنوان يا منطبق بر ترك يا ملازم با ترك مىباشد .
آيا نظير آن مطلب را مىتوان در مورد استحباب جارى دانست ؟
استحباب كه به جانب ترك تعلّق ندارد بلكه مربوط به نفس عمل است يعنى همانطور كه امر عبادى به نفس فعل ، متعلّق شده آن عنوان استحبابى با نفس فعل ، انطباق يا ملازمه دارد نه با ترك زيرا كراهت و حرمت با « ترك » ارتباط دارد امّا استحباب ، مانند وجوب با نفس « فعل » مرتبط است لذا اگر بنا باشد يك عنوان استحبابى متّحد « 2 » ، مطرح باشد بايد آن عنوان بر نفس فعل منطبق شود و مسألهء ترك در محلّ بحث نمىتواند مطرح باشد .
سؤال : اگر يك امر وجوبى به عبادتى متعلّق است و يك عنوان استحبابى هم متّحد با عبادت است در اين فرض ، عبادت مذكور ، چه حكمى مىتواند داشته باشد ؟
جواب : آن عبادت ، يك وجوب مؤكّد پيدا مىكند و معنا ندارد كه دو حكم داشته باشد « 3 » يعنى : به حسب ذات ، مصلحت وجوبى دارد و به جهت انطباق آن عنوان استحبابى بر فعل ، اين وجوب ، تأكّد و شدّت پيدا مىكند « لا انّه يوجب استحبابه اصلا و لو
هامش
( 1 ) - فرضا مخالفت عملى با بنى اميّه .
( 2 ) - يا ملازم
( 3 ) - هم متعلق وجوب باشد و هم متعلق استحباب .