تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 93

مساهمون:

ص٩٣
شرح
فرض كنيد در لسان دليلى چنين آمده : در حالتى كه مسجد ، آلودهء به نجاست هست در آنجا نماز نخوانيد ، بديهى است كه آلودگى مسجد ، وظيفه‌اى را به‌عنوان « ازالهء نجاست » ايجاد مىكند امّا چنين نيست كه ترك ازاله با صلات ، متّحد باشد يعنى مسألهء اتّحاد بين وجود و عدم ، مطرح نيست بلكه « ملازمه » هست يعنى ترك ازاله ، ملازم با صلات مىباشد . طريق حلّ مسئله و تطبيق آن با قواعد : قسم سوّم از عبادات مكروهه ، شبيه اصل بحث اجتماع امر و نهى است بلكه در صورت « اتّحاد » عين نماز در دار غصبى هست لذا در مقام حلّ اشكال بايد ببينيم قائلين به جواز اجتماع چه مىگويند و همچنين نظر امتناعىها چيست ؟ « اجتماعى » مىگويد صلات ، مأمور به و كون در موضع تهمت ، منهى عنه به نهى تنزيهى هست از نظر او مسألهء نماز در موضع تهمت كه بالاتر از صلات در دار غصبى نيست او مىگويد در محلّ بحث هم اجتماع امر و نهى تنزيهى شده . سؤال : در مورد نماز در دار غصبى در هيچ دليلى نهى به عبادت تعلّق نگرفته بلكه يك دليل مىگويد : « لا تغصب » و دليل ديگر فرضا مىگويد :« أَقِمِ الصَّلاةَ لِدُلُوكِ الشَّمْسِ إِلى غَسَقِ اللَّيْلِ »لكن مكلّف به سوء اختيار خود خارجا بين نماز و غصب جمع نموده امّا در محلّ بحث ، دليل مىگويد « لا تصلّ فى مواضع التّهمة » يعنى نفس صلات ، مورد نهى واقع شده ، شما - اجتماعىها - اين مسئله را چگونه حل مىكنيد ؟ جواب : نهى در « لا تصلّ » را هم مىتوان ارشادى دانست و هم مىتوان مولوى به حساب آورد . اگر ارشادى باشد مكلّفين را به آن مشخّصات و افرادى كه با كون در مواضع تهمت ، اتّحاد پيدا نمىكند ارشاد مىنمايد يعنى شما را راهنمائى مىكند كه نمازتان را در خانه يا مسجد بخوانيد .