و لا يردّ عليه بلزوم اتّصاف العبادة التي تكون أقلّ ثوابا من الاخرى بالكراهة ، و لزوم اتّصاف ما لا مزيّة فيه و لا منقصة بالاستحباب . لانّه أكثر ثوابا ممّا فيه المنقصة ، لما عرفت من أنّ المراد من كونه أقلّ ثوابا انّما هو بقياسه الى نفس الطّبيعة المتشخّصة بما لا يحدث معه مزيّة لها ، و لا منقصة من المشخّصات ، و كذا كونه أكثر ثوابا [ 1 ] .
شرح
حمّام ، خصوصيّتش اين است كه مصلحت صددرجه نماز را به هشتاد درجه تقليل مىدهد لذا مولاى حكيم ، آن تشخّص مكانى را كه باعث تقليل مصلحت نماز مىشود بهعنوان « ارشاد » و راهنمائى نسبت به مكلّفين اعلام نموده و يك نهى كراهتى براى تشخيص دادن نماز در مكان مسمّاى به حمّام ، صادر و فرموده است « لا تصلّ فى الحمّام » كه نهى مذكور فقط عنوان « ارشاد » دارد يعنى اگر نماز در حمّام واقع شود آن مصلحت صددرجه به هشتاد درجه مبدّل مىشود و اقليّت ثواب پيدا مىكند و اينكه شما ديدهايد علما در فقه ، مسألهء كراهت در عبادت را مطرح كردهاند مقصودشان همان « اقليّت ثواب » است « 1 » .
از آنچه گفتيم ، نتيجه گرفته مىشود كه : هر عبادتى از نظر مصلحت ، داراى يك حد و ميزان متوسّطى است كه قلّت يا كثرت مصلحت و ثواب را نسبت به آن مىسنجند مثلا صلات در خانه ، داراى صددرجه مصلحت هست كه مقام نماز را نه پائين مىآورد و نه بالا لكن صلات در حمّام ، بيست درجه آن را نقصان مىدهد و اتيان صلات در مسجد ، موجب بيست درجه ارتقاء آن نماز مىشود .
[ 1 ] - اشكال : بعضى به ظاهر لفظ ، جمود پيدا كرده و گفتهاند : اگر معناى كراهت در عبادت ، اقليّت ثواب است مثلا بايد گفت روزه بهطور كلّى و مطلقا مكروه است زيرا ثوابش از نماز كمتر است يعنى : هر دو عبادتى را كه با يكديگر مقايسه مىنمائيم هركدامش نسبت به ديگرى ثواب كمترى داشت مىتوان گفت آن عبادت ، مكروه است
هامش
( 1 ) - كراهت در عبادت ، مانند كراهت در پنير خوردن نيست .