شرح
تحقّق پيدا نمىكند امّا اگر ترك صيام محقّق شود آن عنوان « 1 » مشتمل بر هشتاد درجه مصلحت بر ترك صيام تطبيق پيدا مىكند بنا بر آنچه گفتيم ، واضح شد كه در محلّ بحث فرضا « فعل » روزه پنجاه درجه مصلحت و « ترك » آن بنا بر انطباق با آن عنوان ، هشتاد درجه مصلحت دارد و از قبيل « مستحبّين متزاحمين » هست كه هر دو طرف واجد مصلحت هست .
حكم تزاحم دو واجب : بديهى است مثلا اگر دو نفر در حال غرق شدن باشند و انسان ، قدرت بر نجات هر دو را نداشته باشد مسألهء تزاحم مطرح مىشود و چنانچه متزاحمين ، متساويين باشند ، مكلّف ، مخيّر است امّا اگر يكى از آن دو اهمّيّتش بيشتر يا محتمل الأهمّيّة باشد بر فاقد اهمّيّت ترجيح دارد « 2 » در ما نحن فيه هم « مستحبّين » متزاحمين مطرح است منتها در محلّ بحث ، طرفين متزاحمين « فعل » و « ترك » است به نحوى كه فعل ، داراى پنجاه درجه مصلحت و ترك ، هشتاد درجه مصلحت دارد و شما نمىتوانيد بين آن دو مصلحت جمع نمائيد بهطورى كه هم « فاعل » و هم « تارك » باشيد بلكه بايد يك طرف آن را انتخاب نمود و چون ائمهء عليهم السّلام مداومت بر ترك صوم روز عاشورا داشتند ما كشف مىكنيم كه رجحان در جانب ترك و رعايت هشتاد درجه مصلحت است .
سؤال : آيا باتوجّه به بيان مذكور باز هم شما مىتوانيد بگوئيد اجتماع امر و نهى تحقّق پيدا كرده ؟
جواب : خير ! بلكه با دو مستحبّ متزاحم مواجه هستيد كه يكى بر ديگرى ارجحيّت دارد .
هامش
( 1 ) - كأنّ مخالفت عملى با بنى اميّه .
( 2 ) - درعينحال اگر كسى اهم را رعايت نكرد و به مهم پرداخت - مانند ازالهء نجاست از مسجد و خواندن نماز ظهر در وقت موسع - يعنى به جاى ازاله ، مشغول خواندن نماز شد مع ذلك نمازش صحيح است چون مصلحت و ملاك نماز به قوت خود باقى هست .