شرح
موجب تصرّف در معناى صيغهء افعل مىباشد ، پاسخش اين است : در سائر موارد كه صيغهء افعل در وجوب ظهور دارد اگر آن را بر استحباب حمل كنيد در معناى آن تصرّف نمودهايد امّا در محلّ بحث اگر امر مقيّد را بر استحباب حمل نمائيم ، مستلزم تصرّف و تجوّز نيست زيرا وضع « ما نحن فيه » از قبيل« أَقِيمُوا الصَّلاةَ » *و « صلّ « 1 » فى المسجد » مىباشد .
كسى كه نماز ظهر را در خانهاش اتيان نموده ، انجام وظيفه كرده امّا آيا نسبت به فردى كه نماز ظهرش را در مسجد اتيان نموده ، مىتوان گفت او وظيفهء وجوبى خود را انجام نداده ؟ خير ! نماز در مسجد هم داراى وجوب و چون افضل افراد واجب است از آن به استحباب تعبير مىنمائيم « 2 » يعنى : همان نماز ظهر واجب با يك مزيّت در مسجد تحقّق پيدا مىكند .
امّا در محلّ بحث : اگر مولا ابتدا فرمود : اعتق رقبة و سپس گفت : اعتق رقبة مؤمنة و ما آن امر مقيّد را بر استحباب حمل نموديم ، استحبابش مانند استحباب صلات ليل نيست كه صيغهء افعل در غير موضوع له استعمال شده باشد بلكه هيئت امر در همان مفاد خودش استعمال شده - منتها با اضافهء رجحان و مزيّت - پس معناى « اعتق رقبة » و « اعتق رقبة مؤمنة » اين نيست كه عتق رقبه ، واجب و عتق رقبهء مؤمنه ، مستحب مىباشد « 3 » بلكه مفادش اين است كه عتق رقبهء مؤمنه ، افضل افراد واجب است لذا چرا شما در دفاع از
هامش
( 1 ) - « صل » در غير معناى حقيقى استعمال نشده .
( 2 ) - مانند صلاة الليل نيست كه مستحب « فعلى » هست و هيچ شائبهاى از وجوب در آن تحقق ندارد .
( 3 ) - در مواردى كه وجوب ، ثابت است اگر استحبابى هم مطرح باشد ، مىگوئيم آن استحباب به افضل افراد واجب ارشاد مىنمايد به عبارت ديگر : اگر ملاك وجوب با ملاك استحباب جمع شد ، حكم فعلى ، تابع وجوب است .