شرح
وجوب نماز جمعه - در روز جمعه - هست امّا دليل ديگر دالّ بر حرمت آن است و شما به علّت تعارض بين آنها بنا بر ترجيح يا تخيير بين متعارضين ، روايت دالّ بر حرمت را اختيار كرديد و نتيجهاش اين شد كه حكم نماز جمعه ، حرمت است حال اگر فردى نسبت به حرمت ، جاهل بود و در روز جمعه ، نماز جمعه را اتيان نمود اصلا زمينه و ملاكى براى بحث گذشته و صحّت آن عبادت ، مطرح نيست زيرا اگر نماز جمعه به خاطر ترجيح دليل دالّ بر حرمت ، حرام شد معنايش اين است كه ملاك وجوب ، محبوبيّت و مقربيّت ، نسبت به آن تحقّق ندارد بلكه صلات جمعه ، يك عمل محرّم محض هست بدون اينكه كمترين ملاك وجوب را دارا باشد و بديهى است كه معناى تعارض دو دليل ، اين است كه فقط يك ملاك در آنها هست و فرض مسئله هم اين است كه شما تخييرا يا ترجيحا دليل دالّ بر حرمت را انتخاب كرديد منتها اگر مكلّف ، جاهل قاصر باشد به خاطر اتيان نماز جمعه ، عقاب نمىشود امّا راهى براى حكم به صحّت آن صلات نداريم زيرا براى صحّت عبادت در درجهء اوّل ، وجود ملاك امر ، ضرورى است .
امّا به خلاف بحث اجتماع امر و نهى - كه از صغريات باب تزاحم است - و دو ملاك امر در آن محقّق است ، گرچه ما امتناعى شويم و جانب نهى را ترجيح دهيم امّا درعين حال در موارد متعدّد « 1 » ، حكم به صحّت مىشود « 2 » زيرا حرمت نمىتواند تأثير نمايد .
قوله : « و من هنا علم ان الثّواب عليه من قبيل الثّواب على الاطاعة لا الانقياد . . . »
سؤال : در مواردى كه حكم به صحّت عمل نموده و گفتيم مثلا نماز در دار غصبى صحيح است آيا ثوابى هم برآن مترتّب مىشود يا نه و برفرض ترتّب آيا آن ثواب از باب اطاعت است يا انقياد ؟
هامش
( 1 ) - الف : نسيان ب : جهل به موضوع ج : جهل به حكم و حرمت قصورا .
( 2 ) - اگر قصد امتثال ، شرط نباشد كه مسئله ، بسيار واضح است و چنانچه آن را شرط بدانيم دو راه براى صحّت عمل و قصد امتثال بيان كرديم .