تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 51

مساهمون:

ص٥١
شرح
در دار غصبى ، مأمور به نيست امّا طبيعت صلات كه مأمور به است و مكلّف بايد نمازش را در مكان مباحى مانند خانه يا مسجد بخواند و امر« أَقِيمُوا الصَّلاةَ » *گريبان‌گير او هست منتها آن فرد از صلات كه مبتلاى به مزاحم اقوا - به نام صلات در دار غصبى - هست به علّت تزاحم از دائرهء طبيعت مأمور به خارج است و امر متعلّق به طبيعت ، شامل آن نمىشود و حكم واقعى آن ، حرمت است لكن ابتلا و گرفتارى مذكور ، اصل مقتضى ، مصلحت و مناط را كه از بين نمىبرد منتها مفسدهء نهى بر مصلحت امر غلبه پيدا كرده لذا مىگوئيم : مكلّف صلات در دار غصبى را به داعى امر متعلّق به « طبيعت » اتيان مىكند و كسى نمىتواند بگويد نماز در دار غصبى از جهت صلاتى نقصى دارد بلكه آن صلات ، مانند نماز در خانه و مسجد ، وافى به تمام غرض است لذا آن نماز درعين‌حال كه مأمور به نيست به داعى امر متعلّق به طبيعت نماز ، اتيان مىشود و در حقيقت ، قصد امتثال هم رعايت شده . خلاصه : برفرض كه قصد امتثال در صحّت عبادت ، معتبر باشد ، مىتوان صلات در دار غصبى را به نحو مذكور ، اتيان و قصد امتثال را رعايت نمود . تنظير : در بحث « ضد » مشروحا بيان كرديم « 1 » كه : اگر كسى اوّل ظهر ، وارد مسجد و متوجّه تنجّس آن شد اوّل بايد آنجا را تطهير نمايد سپس نمازش را بخواند حال اگر او به اين تكليف اهم - واجب مضيّق - اعتنا نكرد و نماز - واجب موسّع و مهم - را اتيان نمود درعين‌حال كه نماز به علّت مزاحم اقوا - ازاله - فاقد امر است امّا صحيح مىباشد و علّتش اين است كه صلات مذكور از جهت وافى بودن و واجديّت مصلحت با سائر صلوات تفاوتى ندارد و مىتوان آن را به داعى امر متعلّق به طبيعت صلات انجام داد . در محلّ بحث هم مىگوئيم : چه قصد امتثال ، معتبر باشد چه معتبر نباشد و همچنين
هامش
( 1 ) - ر . ك : ايضاح الكفاية 2 / 469 .
إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 51 | الشيخ فاضل اللنكراني