و بذلك يظهر أنّه لا ظهور لها في الرّجوع الى الجميع ، أو خصوص الاخيرة و ان كان الرّجوع اليها متيقّنا على كلّ تقدير نعم غير الاخيرة أيضا من الجمل لا يكون ظاهرا في العموم ، لاكتنافه بما لا يكون معه ظاهرا فيه ، فلا بدّ في مورد الاستثناء فيه من الرّجوع الى الاصول [ 1 ] .
شرح
اگر كلمهء « الا » استعمال شد بايد مستثنى هم واحد باشد ؟ يا اينكه مانعى ندارد مستثنى متعدّد باشد ؟
همانطور كه تعدّد مستثنى سبب نمىشود ، اخراج ، متعدّد شود و كسى در آن مطلب مناقشه نمىكند در محلّ بحث هم تعدّد مستثنى منه ، سبب نمىشود اخراج ، متعدّد شود و حقيقت امر ، اين است كه در هيچكدام تعدّد اخراج ، مطرح نيست بلكه به اخراج واحد از چند جمله اخراج نموديم يا به اخراج واحد ، چند چيز را اخراج نموديم « 1 » .
يك مثال « 2 » در امور تكوينى : اگر كسى با اخراج واحد ، ده ماهى را از آب خارج نمود ، اين امر ، سبب مىشود ، اخراج ، تعدّد پيدا كند ؟ خير ! « مخرج عنه » متعدّد است نه اخراج .
نتيجه : چون اخراج ، واحد است و يك مصداق از آن تحقّق پيدا مىكند ، فرقى ندارد كه وضع و موضوع له حروف استثنا و « الا » عام باشد يا اينكه وضعشان عام ولى موضوع له آنها خاص باشد و هيچگونه لطمهاى به آن مسئله وارد نمىشود نتيجتا « امكان » رجوع استثنا به تمام جمل ، محلّ بحث و اشكال نيست .
[ 1 ] - با بيان دو مقدّمهء مذكور مشخّص شد كه رجوع استثنا به تمام جمل « ممكن »
هامش
( 1 ) - به وسيلهء اخراج واحد ، گاهى « مخرج عنه » متعدد مىشود و گاهى « مخرج » و گاهى هر دو داراى وحدت است .
( 2 ) - اگر انسان با يك دلو ، پنج شىء را از چاه آبى اخراج نمود ، آيا اخراج ، متعدد مىشود ؟ خير ! « مخرج عنه » ، تعدد پيدا مىكند .