تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 462

مساهمون:

ص٤٦٢
الثّانية : صحّة التّمسّك باطلاقات الخطابات القرآنيّة بناء على التّعميم ، لثبوت الاحكام لمن وجد و بلغ من المعدومين و ان لم يكن متّحدا مع المشافهين في الصّنف ، و عدم صحّته على عدمه ، لعدم كونها حينئذ متكفّلة لاحكام غير المشافهين ، فلا بدّ من اثبات اتحاده معهم في الصّنف حتّى يحكم بالاشتراك مع المشافهين في الاحكام حيث لا دليل عليه حينئذ الا الاجماع ، و لا اجماع عليه الا فيما اتّحد الصّنف ، كما لا يخفى [ 1 ] .
شرح
اين مسئله با دينى كه بايد تا روز قيامت باقى بماند و سندش هم قرآن است ، سازگار نيست پس معلوم مىشود تمام مردم از نظر مقصوديّت به افهام ، يكسان هستند گرچه خطاب ، مخصوص حاضرين باشد و اگر بگوئيد چگونه بين آن‌ها تفكيك مىكنيد ، پاسخ ما اين است كه : گاهى انسان در يك مجلس خصوصى صحبت مىكند و مخاطبش يك نفر است امّا هدفش اين است كه تمام اهل جلسه ، آن مطالب را بفهمند و درك كنند پس اگر مخاطب ، خصوص مشافهين باشد ، لازمه‌اش اين نيست كه مقصود به افهام هم خصوص مشافهين باشد پس فعلا ثمرهء اوّل ، باطل و مردود است .

ثمرهء دوّم

[ 1 ] - ثمرهء ديگرى كه در بحث خطابات شفاهيّه ذكرشده ، اين است : فرض كنيد يك خطاب قرآنى ، متضمّن بيان حكمى باشد و ما از جهتى مردّد باشيم كه آيا آن حكم براى ما ثابت است يا نه به‌عنوان فرض و مثال ، آيهء« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا نُودِيَ لِلصَّلاةِ مِنْ يَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلى ذِكْرِ اللَّهِ . . . »« 1 » متضمّن بيان حكم نماز جمعه است . در فرض مذكور مىخواهيم ثمره‌اى بين اينكه خطابات شفاهيّه ، مختصّ حاضرين باشد يا اينكه شامل معدومين و متأخرين « 2 » شود ، مترتّب نمائيم .
هامش
( 1 ) - سورهء جمعهء ، آيهء 9 . ( 2 ) - كسانى كه بعدا موجود و مكلف مىشوند .