و يشهد لما ذكرنا صحّة النّداء بالادوات مع ارادة العموم من العام الواقع تلوها بلا عناية ، و لا للتّنزيل و العلاقة رعاية . و توهّم كونه ارتكازيّا يدفعه عدم العلم به مع الالتفات اليه ، و التّفتيش عن حاله مع حصوله بذلك لو كان ارتكازيّا و الا « 1 » فمن أين يعلم بثبوته كذلك كما هو واضح [ 1 ] .
شرح
بر امور و دواعى ديگر حمل كرد .
خلاصه : ادوات خطاب براى خطاب حقيقى وضع نشده بلكه موضوع له آنها خطاب انشائى مىباشد و در صورتى كه مانعى نباشد ، مىگوئيم داعى ، خطاب حقيقى هست .
سؤال : آيا در جملهء« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا . . . » *و اشباه آن ، مانع و قرينهاى هست كه شما آن را بر خطاب حقيقى حمل نكنيد ؟
جواب : آرى ! قرينهء خارجيّه داريم و مىدانيم مفاد آن حكم ، عمومى هست و اختصاصى به حاضرين در مجلس و جالسين كنار منبر رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله ندارد پس مفاد آن ، خطاب ايقاعى انشائى هست و حمل بر خطاب حقيقى نمىشود .
[ 1 ] - مصنّف رحمه اللّه شاهدى بر كلام خود « 2 » ذكر مىكنند كه : از طرفى با كلمهء « يا ايّها » مىتوان تخاطب نمود و از طرفى از « الذين آمنوا » يا « المؤمنون » ، ارادهء عموم نمود ، بدون اينكه نيازى به مجاز و رعايت علاقه و تنزيل « 3 » باشد و اصلا به ذهن كسى خطور نمىكند كه در جمله« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا » *منافات و تناقضى هست و بايد گفت كلمهء « يا ايّها » يا « الذين آمنوا » در موضوع له خود استعمال نشده و . . .
اشكال : بين آن دو ، منافات هست لكن ارتكازا و به سرعت ، حلّ اختلاف مىشود و
هامش
از او سؤال مىنمايد« ما تِلْكَ بِيَمِينِكَ يا مُوسى »در اين صورت ، مستلزم جهل نخواهد بود و لزومى ندارد كه بگوئيم صيغهء استفهام از معناى خود ، منسلخ شده و قائل به مجازيت شويم .
( 1 ) - اى و ان لم يحصل العلم بالتنزيل بالالتفات و التفتيش فمن اين يعلم بثبوت التنزيل ارتكازيا .
( 2 ) - كه ادوات خطاب براى تخاطب حقيقى وضع نشده بلكه موضوع له آنها خطاب انشائى هست .
( 3 ) - يعنى : تنزيل غائب و معدوم به منزلهء حاضر و موجود .