شرح
خطاب حقيقى است .
مرحوم آقاى آخوند « اعلى اللّه مقامه الشّريف » ، همان مطلبى را كه در موارد متعدّد بيان كردهاند اكنون هم تكرار نمودهاند كه : كلمهء تمنى ، ترجى ، استفهام و اشباه آنها براى تمنى ، ترجى و استفهام حقيقى وضع نشده تا جبرا بگوئيم استفهامات ، تمنيات و ترجّىهاى قرآنى جنبهء مجازيّت دارد و آن صيغ در موضوع له خود استعمال نشدهاند بلكه تمامشان براى انشائيّات از اين معانى وضع شدهاند يعنى : استفهام براى استفهام انشائى « 1 » ، تمنى براى تمنى انشائى و در محلّ بحث هم ادوات خطاب براى خطاب انشائى وضع شدهاند « 2 » . كلمهء « يا » براى خطاب انشائى وضع شده منتها داعى و محرّك برآن خطاب انشائى گاهى خطاب حقيقى هست و گاهى بعضى از انگيزههاى ديگر كما اينكه در صيغهء امر گفتيم : گاهى داعى بر انشاء طلب ، طلب حقيقى « 3 » مولا هست و گاهى امور و مسائل ديگرى مانند تحديد ، تعجيز و امثال آن است .
همان مطلبى را كه در باب صيغهء امر گفتيم در ادوات ندا تحقّق دارد يعنى : موضوع له ادوات خطاب ، خطاب انشائى هست منتها گاهى داعى بر خطاب انشائى ، خطاب حقيقى هست مانند خطاباتى كه در السنهء مردم و محاوره ، معمول است و گاهى دواعى ديگرى مطرح مىباشد مانند اظهار حزن يا شوق ، مانند اين دو بيت :
هامش
( 1 ) - معناى استفهام انشائى ، اين است كه انسان مثلا صيغهء استفهام را استعمال نمايد ، مفهوم استفهام به وسيلهء آن لفظ تحقق پيدا كند .
( 2 ) - كما اينكه طلب هم بر دو گونه است : الف : طلب انشائى . ب : طلب حقيقى . صيغهء امر براى انشاء طلب - طلب انشائى - وضع شده .
( 3 ) - طلب حقيقى : صفتى است كه قائم به نفس انسان مىباشد و آن خواست واقعى و از اوصاف حقيقيهء نفس انسان است .