شرح
1 - مرحلهء اقتضا : همان مرحلهء واجديّت مصلحت و مفسده مىباشد « 1 » .
2 - مرحلهء انشا : به دنبال واجديّت مصلحت و مفسده ، مولا در مقام جعل قانون برمىآيد ، فرضا حكم وجوب صلات و حرمت شرب خمر را جعل مىكند لكن در اين مرحله فقط مسألهء قانونگذارى مطرح است و هنوز به مرتبهاى نرسيده كه آن احكام ، خارجا اجرا شود ، صرف قانونى هست كه زمينه مىشود بعدا تحت شرائطى آن قانون عملى گردد . از قانونى كه بعد از مرحلهء اقتضا تحقّق پيدا مىكند به حكم انشائى تعبير مىنمايند .
3 - مرحلهء فعليّت : اگر مولا بخواهد حكم انشائى او به مرحلهء اجرا گذاشته شود ، فرضا صلات ظهر ، اتيان و شرب خمر ، ترك شود ، نسبت به آنها بعث و زجر مىكند و با اين قانون ، مكلّف را به جانب مأمور به تحريك يا او را نسبت به منهى عنه زجر مىنمايد پس در مرحلهء فعليّت ، حكم انشائى در معرض اجرا قرار مىگيرد لازم به تذكّر است كه مرحلهء فعليّت به تنهائى اثرى ندارد اگر شرائطى از جمله ، علم مكلّف ، نسبت به آن تحقّق پيدا كند ، آنوقت علم به تكليف براى مرحلهء تنجز مدخليّت دارد .
4 - مرحلهء تنجز : يعنى مرحلهاى كه مؤاخذه ، عقاب و ثواب ، مطرح است در اين مرحله بر مخالفت با قانون ، ترتيب اثر مىدهند .
سؤال : بنا بر احتمال يا وجه اوّل كه گفتيم توجّه و عنايتى به خطاب - بما هو خطاب - نداريم بلكه دربارهء مطلق « تكليف » بحث مىكنيم ، آيا عقلا توجّه تكليف به معدوم امكان دارد يا نه ؟
جواب : عقلا صحيح نيست و نمىتوان تكليف « فعلى » ، متوجّه معدوم و او را بعث و زجر فعلى نمود زيرا تكليف فعلى ، مستلزم اين است كه حقيقتا مولا چيزى را از مكلّف
هامش
( 1 ) - براى توضيح بيشتر به ايضاح الكفاية 4 / 49 مراجعه نمائيد .