شرح
عقلائى نيست با او بحثى نداريم زيرا قطعا اصالت العموم به نحو اجمال حجّيّت دارد و در مواردى تمسّك به آن قطعا بلااشكال است .
2 - قطعا در تمسّك به اصالت العموم ، تفاوتى بين مشافهين و غير مشافهين نيست يعنى : كسى كه مخاطب به خطاب اكرم كلّ عالم بوده با فردى كه مخاطب به خطاب مذكور نبوده از نظر رجوع و تمسّك به اصالت العموم فرقى ندارد پس تمسّك به اصالت العموم ، مختصّ به مشافهين نيست .
3 - حجّيّت اصالت العموم ، مقيّد به حصول ظنّ شخصى نيست به عبارت ديگر : چنين نيست كه اگر فردى ظنّ شخصى نسبت به ارادهء عموم برايش حاصل شد ، اصل مذكور ، نسبت به او حجّيّت داشته باشد و اگر ظنّ شخصى برايش حاصل نشد حجّيّت نداشته باشد بلكه حجّيّت اصالت العموم براساس حصول ظنّ نوعى هست خواه ظنّ شخصى حاصل شود يا حاصل نشود .
4 - حجّيّت اصالت العموم در مواردى است كه علم اجمالى يا تفصيلى به وجود مخصّص نداشته باشيم فرضا اگر تفصيلا يا اجمالا بدانيم ، مخصّصى براى اكرم العلماء ، بيان شده امّا ندانيم آن مخصّص ، « لا تكرم زيدا » است يا « لا تكرم بكرا » ، نمىتوان به اصالت العموم تمسّك نمود .
محلّ نزاع : با حفظ خصوصيّات مذكور ، محلّ بحث ، اين است كه : آيا اصالت العموم « مطلقا » « 1 » حجّيّت دارد و جارى مىشود يا اينكه حجّيّت آن در موردى است كه ابتدا دربارهء مخصّص فحص كنيم و مأيوس از يافتن مخصّص شويم آنوقت به اصالت العموم رجوع نمائيم .
هامش
( 1 ) - حتى قبل از فحص از مخصّص .