تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 413

مساهمون:

ص٤١٣
شرح
نمود « 1 » و هنگامى كه موضوع ، منقّح شد ، حكم عام را برآن جارى نمود . قبل از توضيح فرمايش مصنّف به مثالى در غير مورد مخصّص اشاره مىكنيم سپس به توضيح كلام ايشان مىپردازيم . مثال : فرض كنيد اصلا مسألهء استثنا و تخصيص ، مطرح نيست و مولا فرموده « اكرم كلّ عالم » و شما نسبت به عالميّت زيد ، مردّد هستيد - درحالىكه حالت سابقهء زيد ، عالميّت بوده - در اين صورت با قطع‌نظر از استصحاب چون در عنوان عالميّت ترديد داريد ، نمىتوانيد به عموم « اكرم كلّ عالم » تمسّك نمائيد زيرا در تمسّك به يك دليل بايد موضوع آن ، محرز باشد پس اگر استصحاب عالميّت را جارى ننمائيم ، در مورد شكّ در عالميّت نمىتوان به عامّ مذكور تمسّك نمود « 2 » امّا در مواردى كه حالت سابقه ، مشخّص است ، مانند محلّ بحث كه حالت سابقهء زيد ، عالميّت بوده و فعلا به جهتى ترديد داريم « انّه عالم ام لا » به استصحاب بقاء عالميّت تمسّك مىنمائيم و از آن طريق ، عالميّت زيد را احراز مىنمائيم و در نتيجه با احراز عالميّت مىتوان به « اكرم كلّ عالم » تمسّك نمود پس درعين‌حال كه مستقيما نمىتوانستيم به عامّ مذكور تمسّك نمائيم به كمك استصحاب ، موضوع عام ، محرز و منقّح شد و در نتيجه مىگوئيم زيد مشكوك العالميّت ، داراى وجوب اكرام است . امّا در محلّ بحث : قبلا گفتيم تمسّك به عام در شبههء مصداقى مخصّص لفظى ، جائز نيست لكن فعلا چنين مىگوئيم : اشكالى ندارد كه از طريق استصحاب ثابت كنيم آن فرد مشتبه ، تحت عموم عام ، باقى هست و عنوان مخصّص برآن ، منطبق نمىباشد و در نتيجه اگر از افراد عام بود ، حكم عام هم شاملش مىشود .
هامش
( 1 ) - يعنى : موضوع را منقح نمود . ( 2 ) - و همچنين اگر حالت سابقهء زيد - و عالميت - مشخص نباشد .
إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 413 | الشيخ فاضل اللنكراني