شرح
حال اگر زنى ترديد پيدا كرد كه آيا او از قريش است يا غير قريش ، تكليفش چيست .
مصنّف رحمه اللّه : استصحاب عدم قرشيّت جريان پيدا مىكند و عنوان « المرأة اذا لم تكن قرشية » بر او منطبق مىشود و نتيجتا بر فرد مشكوك القرشية ، همان حكم عام ، مترتّب مىشود و مىگوئيم او فقط تا پنجاهسالگى دم حيض را رؤيت مىنمايد پس استصحاب عدم قرشيّت ، آن عنوانى « 1 » را كه در دليل عام - با ملاحظهء مخصّص منفصل حاصل شده بود - ثابت مىكند و در نتيجه ، حكم عام ، شامل آن فرد مشكوك و مصداق مشتبه مىشود .
سؤال : آيا اصلا استصحاب مذكور را مىتوان جارى نمود يا نه ؟
جواب : ما با دو مسئله ، مواجه هستيم : 1 - آيا در استصحاب مذكور اصلا حالت سابقه تحقّق دارد يا نه ؟
اين مسئله به بحث فعلى ما ارتباطى ندارد .
2 - بحث ديگر ، اين است كه اگر استصحاب ، جارى شد ، شما از نظر منقّح شدن موضوع و ترتّب حكم عام نبايد ترديد نمائيد زيرا عام ، اين بود « المرأة اذا لم تكن قرشيّة ترى الحمرة الى خمسين » و استصحاب ، آن عنوان را اثبات نمود « 2 » و نتيجتا قاعدهء كلّى دربارهء او حكومت دارد .
تذكّر : آيا استصحاب عدم قرشيّت را مىتوان جارى نمود يا نه به عبارت ديگر : آن زن در اين مورد ، حالت سابقه دارد يا نه - اشكال ما اين است كه اصلا او چه زمانى قرشى نبود و حالا شكّ در قرشيّت او پيدا شده ؟
جواب : نظر مصنّف رحمه اللّه اين است كه : اگر قضيّهء متيقّنه ، سالبهء به انتفاء موضوع و قضيّهء مشكوكه ، سالبهء به انتفاء محمول باشد ، استصحاب ، جارى مىشود بنابراين در محلّ بحث
هامش
( 1 ) - كه يك عنوان عدمى هست .
( 2 ) - مانند مثالى كه ابتداى بحث بيان كرديم يعنى : استصحاب ، عالميت زيد را ثابت نمود و در نتيجه ، شما به عموم « اكرم كلّ عالم » تمسك نموديد .