تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 407

مساهمون:

ص٤٠٧
شرح
نتيجه : ملاك ، بناى عقلا و اصالت الظّهور است و در موردى كه مخصّص لفظى ، مطرح باشد ، اصالت الظّهور جارى نيست امّا در مواردى كه مخصّص لبّى ، مطرح است ، اصالت الظّهور جريان دارد ضمنا در هر موردى كه بناى عقلا محرز باشد ، لزومى ندارد ، علّت و نكتهء آن را احراز نمائيم امّا بايد دانست كه عقلا بين آن دو مورد ، تفصيل قائل شده‌اند . و ملاكش هرچه باشد ، فرقى ندارد . تذكّر : البته شايد خودمان بتوانيم با تأمّل ، ملاك آن را كشف كنيم كه اينك به بيان آن مىپردازيم : الف : در مخصّص « لبّى » تنها دليل و حجّتى كه از ناحيهء مولا به عبد القا شده ، يك حجّت ، تحت عنوان « اكرم جيرانى » هست پس بايد آن حجّت منحصرهء مولا اتّباع شود تا اينكه قطع به خلافش حاصل شود - يك حجّت اقوا در برابرش باشد - و بدون حجّت اقوا نمىتوان از عموم « اكرم جيرانى » رفع يد نمود ، البتّه در موردى كه نسبت به يك فرد يقين داريم « انّه عدوّ للمولى » صغرا و كبرا ، كامل و تمام است و هر دو ، مقطوع مىباشد « 1 » فرضا مىگوئيم : « هذا عدوّ للمولى قطعا و المولى لا يريد اكرام عدوّه قطعا » پس نتيجه مىگيريم اكرام فلان عدوّ قطعى و مسلّم ، مورد اراده مولا نمىباشد امّا در موردى كه ترديد داريم آيا فلان فرد از دشمنان مولا هست يا نه - با وجود شك در عداوت - چه حجّت و دليلى در برابر « اكرم جيرانى » وجود دارد كه اكرام فرد مشكوك العداوت را ترك نمائيم ؟ هيچ راهى غير از تمسّك به عموم « اكرم جيرانى « 2 » » نداريم . ب : امّا در مخصّص « لفظى » دو حجّت از ناحيهء مولا القا شده فرضا ابتدا فرموده « اكرم جيرانى » سپس به دليل مستقل و مخصّص منفصل فرموده « لا تكرم من جيرانى من كان
هامش
( 1 ) - قطع ، حجّت اقوا هست . ( 2 ) - « اكرم جيرانى » يك حجت مسلم صادرهء از ناحيهء مولا مىباشد و با شك در عداوت نمىتوان از آن رفع يد نمود .
إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 407 | الشيخ فاضل اللنكراني