تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 406

مساهمون:

ص٤٠٦
شرح
او مىتوان احتجاج نمود و همچنين اگر عبد بگويد من احتمال دادم از فلان كلام ، خلاف ظاهر اراده شده ، مولا مىتواند عليه او احتجاج نمايد پس اصالت الظّهور به‌معناى حجّيّت ظواهر و صحّت احتجاج ، نسبت به ظواهر كلام مىباشد و يك اصل مسلّم عقلائى هست و مدركش غير از بناى عقلا چيز ديگرى نمىباشد و چنين نيست كه يك اصل شرعى باشد « 1 » . مصنّف رحمه اللّه : در مواردى كه مخصّص ، لفظى باشد ، اصالت الظّهور كه مدركش بنا و سيرهء عقلا هست ، جارى نمىشود امّا در مواردى كه مخصّص ، لبّى باشد ، جارى مىشود . توضيح ذلك : الف : اگر مخصّص ، لفظى باشد ، فرضا مولا بگويد « اكرم العلماء » و سپس بفرمايد « لا تكرم الفسّاق من العلماء » و وضع زيد ، خارجا مشخّص نباشد كه « هل هو فاسق او ليس بفاسق » در اين صورت ، بناى عقلا بر اين نيست كه براى استكشاف حكم اكرام زيد به لا تكرم الفسّاق من العلماء رجوع نمايند كما اينكه به اكرم العلماء هم رجوع نمىكنند به عبارت ديگر : از نظر عقلا ، نسبت به زيد مشتبه به شبههء مصداقيّه ، نه در « اكرم العلماء » اصالت الظّهور جارى مىشود و نه در « لا تكرم الفسّاق من العلماء » و دليلين ، نسبت به فرد مشتبه از نظر عقلا هيچ‌گونه دلالتى ندارد . ب : اگر مخصّص ، لبّى باشد مثلا مولا عامّى را به نحو « اكرم جيرانى » بيان كند لكن عبد قاطع شود كه مولا اكرام دشمنان خود را اراده ننموده در اين صورت ، عقلا به اصالت الظّهور ، اتّكال دارند و فرضا نسبت به فردى كه مسلّما همسايهء مولا هست امّا دشمنى او نسبت به مولا مشكوك است به عموم « اكرم جيرانى » تمسّك مىكنند « 2 » يعنى : اصالت الظّهور در آن جارى مىنمايند .
هامش
( 1 ) - و دليل شرعى برآن قائم شده باشد . ( 2 ) - و حكم به وجوب اكرام « جار » مشكوك العداوت مىنمايند .