شرح
ظهور ، شامل آن مىشود لكن از جهت اصالت الظّهور - حجّيّت ظهور - شمولش مشكوك است لذا در مورد زيد كه فسقش مشكوك است نمىتوان به عام تمسّك نمود « 1 » پس دليل لفظى نداريم تا به آن تمسّك نمائيم بنابراين بايد با مراجعه به اصول عمليّه ، وضع زيد را مشخّص نمود .
تذكّر : ممكن است چنين اعتراض و اشكالى نسبت به بيان مصنّف رحمه اللّه در ذهن انسان خطور كند كه : شما در فرض اوّل « 2 » كه مخصّص ، منفصل بود و مفهوما اجمال داشت ، فرضا معناى فاسق ، مبيّن نبود ، فرموديد نسبت به مرتكب صغيره مىتوان به عموم « اكرم العلماء » تمسّك نمود .
سؤال : آيا بيان مصنّف دربارهء آن قسم با فرمايش فعلى « 3 » ايشان منافات ندارد ؟ به عبارت ديگر : اگر معناى اكرم العلماء به لحاظ دليل مخصّص ، « اكرم العلماء غير الفسّاق » هست ، پس همانطور كه در شبههء مصداقى نمىتوان به آن تمسّك نمود در شبههء مفهومى هم تمسّك ، جائز نيست .
آيا اگر ترديد پيدا كرديم كه مرتكب صغيره ، فاسق است يا نه مىتوان به « اكرم العلماء » يا « اكرم كلّ عالم » تمسك نمود يا نه ؟
مصنّف رحمه اللّه فرمودند در مخصّص منفصل ، اجمال به عام سرايت نمىكند و در زائد بر قدر متيقّن مىتوان به عام ، تمسّك نمود .
آيا بيان قبلى با فرمايش فعلى ايشان - در شبههء مصداقيّه - منافات دارد يا نه ؟
تقرير اشكال به بيان ديگر : سؤال : آيا عموم « عام » به قوّت خود محفوظ است يا اين كه عام ، عنوان پيدا كرده و ذو عنوان شده ؟
هامش
( 1 ) - كما اينكه نمىتوان دربارهء او به « لا تكرم الفساق من العلماء » تمسك نمود .
( 2 ) - از صور چهارگانه .
( 3 ) - در شبههء مصداقيه .