شرح
زيد مشكوك الفسق را از آن استفاده كرد به عبارت ديگر : چه قصورى در عام هست كه نمىتوان به آن تمسّك نمود ؟
شما - مصنّف - فرموديد عام در عموم ظهور دارد ، در معناى حقيقى و موضوع له استعمال شده و در هر موردى كه ظهور ، محقّق باشد مىتوان به اصالت الظّهور كه معنايش حجّيّت ظهور است ، تمسّك نمود يعنى : ظاهر كلام براى عبد و مولا حجّيّت دارد و انسان مىتواند به ظواهر كلام ، استناد و احتجاج نمايد به عبارت ديگر در عالميّت زيد كه ترديدى نيست لكن فسق او مشكوك است پس چرا نمىتوان به « اكرم كلّ عالم » يا « اكرم العلماء » تمسّك نمود ؟
جواب : نكته و علّتش اين است كه عام در تمام افراد و مصاديق « ظهور » دارد و معناى عامّ مذكور ، « كلّ عالم » مىباشد لكن عام ، بعد از تخصيص ، ذو عنوان شده و از نظر حجّيّت ، دائرهاش مضيّق مىشود كأنّ معناى عامّ مذكور ، اين است كه : « اكرم العلماء غير الفسّاق » ، عام در « غير الفسّاق » حجّيّت دارد و فرق مخصّص متّصل و منفصل در اين جهت است كه اگر مولا از ابتدا مىفرمود « اكرم العلماء غير الفسّاق » ظهورى كه براى آن منعقد مىشد ، نسبت به عالم غير فاسق مىبود امّا فعلا كه با مخصّص منفصل ، مطلب را بيان كرده ، ضربهاى نسبت به ظهور وارد نمىشود و عام در « كلّ عالم » ظهور دارد امّا بايد « ظهور » حجّيّت پيدا كند و اصالت الظّهور در آن جارى شود . نتيجهء تخصيص در محلّ بحث ، اين است كه حجّيّت در دائرهء معينى محدود مىشود يعنى اكرم كلّ عالم در عموم ظهور دارد امّا آن ظهور ، نسبت به عموم حجّيّت ندارد بلكه در ما عدا و غير مخصّص ، حجّت است به عبارت ديگر ، حجّيّت آن ، نسبت بهعنوان غير مخصّص است يعنى : عالم غير فاسق ، « فاسق » ، عنوان مخصّص است و حجّيّت به غير عنوان مخصّص ، محدود مىشود و آنچه كه فعلا براى ما حجّيّت دارد و انسان مىتواند به آن احتجاج نمايد كأنّ « اكرم العلماء غير الفسّاق » مىباشد و ، عالميّت زيد ، مسلّم است و اكرم العلماء از جهت