شرح
وارد نمىشود و بديهى است كه ظهور در برابر اجمال و مجمل در مقابل مبيّن قرار دارد ، اگر دليلى در معنائى ظهور پيدا كرد مىتوان گفت « فهذا ليس بمجمل » و چون « اكرم كلّ عالم » در « كلّ عالم » ، ظهور دارد لذا حقيقتا براى آن ، اجمال ، مطرح نيست .
سؤال : درعينحال كه عام حقيقتا اجمال ندارد آيا در مثال مذكور كه مولا به صورت مخصّص منفصل فرموده « لا تكرم زيدا العالم » و يكى از آن دو « زيد » را به نحو اجمال از تحت عام خارج نموده ، مىتوان به عموم عام كه داراى ظهور است ، تمسّك نمود يا نه به عبارت ديگر آيا درعينحال كه ظهور دارد ، داراى حجّيّت هم هست يا نه ؟
مصنّف رحمه اللّه : عامّ مذكور حجّيّت ندارد زيرا علم اجمالى داريم كه يك « زيد » از عام خارج شده و علم اجمالى نسبت به اينكه عام دربارهء « زيد » حجّيّت ندارد ، مانع حجّيّت عام مىشود - مانند همان علم اجمالى در باب تكاليف - پس اثر علم اجمالى مزبور ، اين است كه به نحو اجمال مىدانيم يك « زيد » از تحت عام ، خارج شده و مراد جدّى مولا نيست بنابراين « اكرم كلّ عالم » حقيقتا اجمال ندارد چون ظهور آن ، محفوظ است و عام در غير موضوع له استعمال نشده « فهذا ظاهر غير مجمل » لكن اثر و حكم اجمال برآن مترتّب مىشود و براى احراز حكم زيد نمىتوان به عام تمسّك نمود زيرا علم اجمالى داريم كه يكى از آن دو « زيد » از عام ، خارج شده و هيچگونه مرجّحى مطرح نيست لذا نسبت به حكم آن دو نفر « 1 » به « لا تكرم زيدا العالم » نمىتوان تمسّك نمود و همچنين نمىتوان به عام تمسّك كرد لذا تعبير ما در قسم مذكور ، اين است كه : اجمال دليل مخصّص منفصل « حقيقتا » به عام سرايت نمىكند بلكه نتيجه ، اثر و حكم اجمال برآن مترتّب مىشود .
هامش
( 1 ) - كه « لا تكرم زيدا العالم » نسبت به آنها مردد است .