تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 392

مساهمون:

ص٣٩٢
شرح
حكم فرض سوّم و چهارم : اگر مخصّص ، متّصل باشد و مفهوما اجمال پيدا كند ، اجمالش به عام هم سرايت مىكند خواه ترديد ، بين اقلّ و اكثر باشد يا بين متباينين زيرا مخصّص متّصل در برابر عام ، يك دليل مستقل نيست و قبلا هم بيان كرديم كه اصلا نبايد بر مخصّص متّصل عنوان « مخصّص » اطلاق نمود بلكه مخصّص متّصل از قبيل « ضيّق فم الرّكية » « 1 » مىباشد و درحقيقت ، بيش از يك دليل نداريم و چنانچه قسمتى از آن ، مجمل شود ، تمام دليل اجمال پيدا مىكند . اينك به توضيح آن دو فرض مىپردازيم : الف : مخصّص ، متّصل « 2 » و ترديد ، بين اقلّ و اكثر : مولا فرموده « اكرم كلّ عالم غير فاسق » و شما مىدانيد كه مرتكب كبيره از تحت عام ، خارج است امّا نسبت به مرتكب صغيره ترديد داريد كه آيا او هم فاسق است يا نه به عبارت ديگر : شما فقط با يك دليل ، مواجه هستيد و نمىدانيد كه آيا مرتكب صغيره ، عالم غير فاسق هست يا نه لذا به كدام دليل مىتوانيد ، تمسّك كنيد ؟ آيا اگر شما ترديد نمائيد كه فلان فرد ، عالم است يا نه مىتوانيد به عام تمسّك نمائيد ؟ اگر نمىدانيد كه عنوان عالم بر زيد ، منطبق است يا نه نمىتوان به عام تمسّك نمود ، در فرض مسئله هم كه عنوان عالميّت ، محرز مىباشد لكن وصف غير فاسق نبودن ، محرز نيست و از جهت مفهوم اجمال دارد ، نمىتوان به عام و « اكرم كلّ عالم غير فاسق » تمسّك نمود « 3 » . بخلاف فرض اوّل كه مخصّص ، منفصل و ترديد بين اقلّ و اكثر بود و اجمال به
هامش
( 1 ) - معناى جملهء مذكور ، اين نيست كه ابتدا دهانهء چاه را موسع كن سپس مضيق نما بلكه معنايش اين است كه چاه را « ضيقا » احداث كن . ( 2 ) - ضمنا فرض مسئله در جائى است كه مخصص متصل « مفهوما » اجمال دارد . ( 3 ) - البته حجيت عام ، نسبت به اقل - و قدر متيقن - به قوت خود باقى هست .