شرح
بيان مىشود از جمله ، اينكه بگويند : « اكرم كلّ عالم الا زيدا » ، « اكرم كلّ عالم الّذى لا يكون فاسقا » يا « اكرم كلّ عالم الا الفسّاق منهم » .
سؤال : در كداميك از صور مذكور ، مجازيّت پيدا شده ؟
در آن موردى كه جنبهء وصف ، مطرح است كه مسئله ، بسيار واضح است ، اگر مولائى بگويد « اكرم كلّ عالم » ، آيا توصيف عالم به « عدالت » سبب مىشود ، لفظ « كل » در غير موضوع له استعمال شود ؟
خير ! در فصل قبلى بيان كرديم كه كلمهء « كل » تابع اين است كه از مدخولش چه چيز اراده شده ، اگر مدخول آن ، عالم مطلق باشد ، لفظ « كل » تمام افراد عالم را شامل مىشود .
آيا اگر مدخول كلمهء « كل » موصوف به صفت « عدالت » باشد در لفظ « كل » تصرّفى شده ؟
خير ! مدخول آن ، يك موصوف و صفت - امر مقيّد - هست كه در اين صورت ، لفظ « كل » فقط شامل همان افراد مقيّد مىشود و دلالت بر عموم آن دارد پس : « كلمة كلّ وضعت لارادة استيعاب افراد المدخول » ، امّا اينكه مدخولش چيست ، ارتباطى به كلمهء « كل » ندارد بلكه بستگى به اين دارد كه آيا مدخولش مطلق است يا مقيّد « 1 » .
حتّى در جملهء « اكرم كلّ عالم الا زيدا » كه استثنا مطرح است و مدخول « كل » تنها كلمهء عالم نيست بلكه مدخولش عالم ، به استثناى زيد مىباشد ، لفظ « كل » دلالت بر استيعاب و شمول افراد دارد .
نتيجه : در مخصّص « متّصل » اصلا مجازيّت ، تصوّرى ندارد .
تذكّر : همانطور كه در آخر فصل قبل اشاره كرديم اصلا مخصّص « متّصل » را نبايد
هامش
( 1 ) - اگر مدخول آن ، مطلق باشد ، دائرهء عموم توسعه دارد و چنانچه مقيد باشد ، دائره آن ، مضيق است .