شرح
مجمل درمىآيد و صلاحيّت حجّيّت و تمسّك ندارد .
توضيح ذلك : مبناى قول مزبور ، اين است كه وقتى عام تخصيص مىخورد ، عنوان مجازيّت پيدا مىكند و در معناى حقيقى خود - عموم - استعمال نمىشود بلكه عامّ مخصّص در معناى مجازى « 1 » ، يعنى : غير از موضوع له استعمال مىگردد ، آنگاه اين سؤال مطرح مىشود كه « ما عدا » و غير از موضوع له كدام است ؟
فرض كنيد هزار عالم وجود دارد و مولا فرموده « اكرم كلّ عالم » ، تخصيصى هم يقينا نسبت به زيد ، بيان شده لكن شما يقين نداريد كه نسبت به « ما عدا » و غير از زيد ، تخصيصى وجود ندارد ، شما مىدانيد عامّ مذكور كه موضوع له آن ، فرضا هزار نفر است ، در هزار عالم استعمال نشده امّا سؤال ما اين است كه در چه چيز استعمال شده ؟
يك احتمال ، اين است كه در غير از « زيد » استعمال شده باشد ، احتمال ديگر ، اين است كه در غير از « زيد و عمرو » استعمال شده باشد ، احتمال سوّم ، اين است كه در غير از « زيد ، بكر و عمرو » استعمال شده باشد و . . . تا اينكه تخصيص اكثر لازم آيد و استهجان پيدا كند و الّا احتمالات ادامه دارد .
مستدل : چه دليلى داريد كه از بين احتمالات مذكور « تمام الباقى » متعيّن است به عبارت ديگر ، تعيين يك معناى مجازى ، محتاج به معيّن و مرجّح است و ما هيچگونه مرجّحى نسبت به « تمام الباقى » نداريم بلكه مىدانيم « اكرم كلّ عالم » تخصيص خورده و فرضا در هزار عالم استعمال نشده امّا مرجّح و معيّنى نداريم كه در چه چيز استعمال شده
هامش
( 1 ) - يعنى : غير عموم .