شرح
مخصّص هست ، حجّيّت دارد يا نه ؟
جواب : در مسئله ، سه قول وجود دارد :
1 - قول مشهور : « عام » نسبت به باقى ، قابل تمسّك و داراى حجّيّت است لكن به لحاظ دو فرض در محلّ بحث ، بين مخصّص متّصل « 1 » و منفصل ، فرقى هم قائل شدهاند كه اينك به بيان آن مىپردازيم :
الف : گاهى آن موردى را كه بنا هست به عام تمسّك نمائيم ، « يقينا » عنوان مخصّص شاملش نمىشود و مىدانيم از دائرهء مخصّص ، خارج است در اين فرض ، چه مخصّص ، متّصل باشد چه منفصل ، تمسّك به عام ، جائز است و آن عام حجيت دارد .
مثال : مولا فرموده : « اكرم العلماء » ، و « لا تكرم زيدا » را هم مخصّص آن قرار داده و ما يقين داريم كه « لا تكرم زيدا » شامل عمرو نمىشود ، در فرض مذكور ، عام مطلقا نسبت به باقى حجّيّت دارد پس با وجود شك در وجوب اكرام عمرو مىتوان به عام تمسّك نمود ، خواه مخصّص ، متّصل و مانند « اكرم العلماء الا زيدا » باشد يا به صورت منفصل ، مانند « اكرم العلماء و لا تكرم زيدا » .
ب : گاهى موردى را كه بنا هست ، نسبت به آن به عام تمسّك نمائيم ، احتمال مىدهيم داخل در مخصّص باشد و عنوان مخصّص شاملش شود .
مثال : فرضا مولا فرموده « اكرم العلماء » و « لا تكرم الفسّاق من العلماء » را مخصّص آن قرار داده لكن مىدانيم كسى كه مرتكب گناه كبيره مىشود ، قدر متيقّن از « فاسق »
هامش
( 1 ) - ليس المراد بالمتصل هنا ما يراد به - فى مثل قولهم : ان للمتكلم ان يلحق بكلامه ما شاء ما دام متشاغلا به - من الاتصال و الانفصال الحسيين ، بل المراد بهما وحدة الجملة و تعددها . و عليه فقول القائل : « لا تكرم الفلسفيين » من مثل « اكرم العلماء ، لا تكرم الفلسفيين » منفصل ، لتعدد الجملتين و ان اتصلت الثانية بالاولى حسا . . . ر . ك : منتهى الدراية 3 / 477 .