شرح
دربارهء كلمهء « كل » « 1 » كه مهمترين لفظ دالّ بر عموم است نيز جارى مىباشد .
توضيح ذلك : اگر مولائى بگويد « اكرم كلّ رجل » شما مىگوئيد لفظ كل « وضع للدّلالة على العموم » و ما هم قبول داريم كه لفظ « كل » دالّ بر عموم است لكن سؤال ما اين است كه آن كلمه بر « عموم » چه چيز دلالت دارد ؟
لفظ « كل » دالّ بر عموم مدخول خود هست . پس بايد ملاحظه كنيد كه مراد از مدخول كلمهء « كل » چيست آيا مقصود از آن ، ماهيّت رجل - بدون هيچ قيد و شرط - هست يا اين كه مقصود از آن ، رجل عالم است .
اگر مقصود از آن ، رجل عالم باشد پس كلمهء « كل » دلالتى نسبت به تمام افراد رجل ندارد بنابراين ، وضع كلمهء كل ، تابع اين است كه از مدخول آن ، چه چيز اراده شده .
سؤال : آيا اگر مولا از ابتدا تصريح نمايد كه : « اكرم كلّ رجل عالم » به لفظ كل ، ضربهاى مىخورد ؟
جواب : خير ! پس اكنون هم كه او گفته « اكرم كلّ رجل » اگر بنا باشد شامل تمام افراد رجل شود بايد نسبت به كلمهء « رجل » اطلاق ، جارى شود و اثبات نمائيم كه لفظ رجل ، مرسل و مطلق هست و قيدى همراه آن نيست و در قضيّهء « اكرم كلّ رجل » تفاوتى بين رجل عالم و غير عالم وجود ندارد آنوقت است كه مىتوان گفت كلمهء كل ، نسبت به تمام افراد رجل عموميّت دارد .
خلاصه : لفظ « كل » كه لغتا براى عموم وضع شده درعينحال ، عمومش از جهت
هامش
( 1 ) - دلالت كلمهء « كل » بر عموم ، ارتباطى به « عقل » ندارد بلكه به وضع و لغت ، مربوط است .