شرح
شما مىگوئيد مرتكب خلاف ظاهر شدهايد ، ما هم قبول داريم كه خلاف ظاهر است لكن بايد ملاحظه كرد كه با كدام ظهور مخالفت دارد .
بايد بگوئيد با اطلاق ، مخالف است چون در آن دو قضيّه ، كلمهء « فتوضأ » - وضو - مطلق است امّا شما - مصنّف - قيد « وضوء آخر » را به آن اضافه نموديد پس عمل شما تقييد يك ظهور اطلاقى هست درحالىكه دليلى برآن تقييد نداريم .
مصنّف رحمه اللّه : قبول داريم كه افزودن قيد « وضوء آخر » ، تصرّف در اطلاق و مخالف با ظهور اطلاقى هست امّا سؤال ما اين است كه : آيا ظهور اطلاقى از طريقى غير از اطلاق و مقدّمات حكمت ، ثابت مىشود ؟ خير !
پس بايد ببينيم آيا در محلّ بحث ، مقدّمات حكمت ، كامل و تمام است يا نه ؟
يكى از مقدّمات حكمت ، اين است كه مولا در مقام بيان باشد و ما هم قبول داريم و مقدّمهء ديگرش اين است كه او قرينهاى بر تقييد اقامه نكرده باشد كه مقدّمهء مذكور در محلّ بحث ، ناتمام است زيرا مولا قرينه اقامه نموده و قرينهاش « ظهور قضيّهء شرطيّه » در اين كه شرط براى حدوث جزا سببيّت « 1 » دارد - مىباشد و با وجود آن قرينه ، مقدّمات حكمت - ناتمام است و در نتيجه ، ظهور اطلاقى نداريم و اگر ظهور اطلاقى نداشتيم تقييد ما با كدام ظاهر ، مخالف است ؟
اشكال : شما - مصنّف - فرموديد : طى كردن هريك از آن سه طريق بر خلاف ظاهر است امّا اشكال ما اين است كه آيا در آنها ظهور « اطلاقى » مطرح نبود ؟
جواب : ارتكاب خلاف ظاهر در هيچيك از آن سه طريق ، مربوط به « اطلاق » و مقدّمات حكمت نبود . مثلا اينكه مىگفتيم قضيّهء شرطيّه در « حدوث عند الحدوث »
هامش
( 1 ) - يا كاشفيت .